تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
احتمال ميرود هريك از آنها مصداق آن كلّى باشد و وقتى كه يك مقدار احتمالى كه احتمال مصداق بودن يكى از آن اشكال را نموّ دهد و مقدار احتمالى مصداق بودن بقيّهء اشكال را پائين بياورد پيدا شود بموجب تطبيق بديههء حكومت ، بر مقدار احتمالى كه علم قبلى آن را تعيين ميكرد حاكم خواهد بود .

( اعتقاد بهمانندى ميان اشياء )

ما چيزهائيرا كه مثل و مانند هم مىبينيم معتقديم كه آنها واقعا نيز با يكديگر مثل و مانند ميباشند و قسمت مشتركى ميان هم دارند كه به آن لحاظ ما ميتوانيم از آن چيزها به گروه ( الفها ) يا گروه ( باها ) تعبير كنم و پايهء اين اعتقاد استقراء است براى آنكه ما در تطبيق سابق دليل استقراء ثابت نموديم كه واقع خارجى صورت محسوس در بسيارى از خصوصيّات به آن صورت شباهت دارد پس هرگاه صورت محسوس چيزهاى متعدّدى همانند هم باشند نتيجه ميگيريم كه ميان آن چيزها همانندى وجود دارد پس خود همانندى ميان صورتهاى محسوس را ما بدون واسطه مىشناسيم و به همانندى ميان چيزهائى كه موجب پيدايش اين صورتها مىشود بواسطهء اين صورتها از رهگذر استقراء استدلال مىشود چون مفروض آنست كه تشابه ميان واقع خارجى و صورت محسوس آن واقع را شناخته‌ايم . و لكن تنها اعتقاد بر اينكه ميان واقع و صورت همانندى وجود دارد كافى نيست كه ما از رهگذر همانندى ميان صورتها همانندى ميان اشياء را كشف كنيم زيرا اين كشف به چيز ديگرى نيز نيازمند است و آن اينكه فرض كنيم كه در جهاز حسّى ادراك ما تغييرى حاصل نشده است به جهت آنكه صورت محسوس و مشخّص ساختن خصوصيّات و دانستنيهاى آن نتيجهء دو عامل است يكى واقع خارجى و ديگر شروط داخلى فيزيكى و پيسيولوژى و سيكولوژى ادراك حسّى . پس اگر هيچ‌گونه تغييرى در جهاز حسّى ادراك رخ ندهد هرگاه كه با واقع خارجى كه همانند واقع خارجى سابق باشد مواجه گردد صورتى همانند