تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

تفسير قضيّهء متواتر

قضيّهء متواتر : نوع سوّم از قضاياى يقينى اوّلى در نظر منطق ارسطو است پس در منطق ارسطو تصديقى كه ما بوجود اشخاص و يا رويدادهائى كه نقل آنها متواتر است داريم تصديق اوّلى شناخته مىشود و منطق ارسطو تواتر را چنين تعريف مىكند : كه آن عبارت است از ( خبر دادن جماعتى كه نميشود آنان بناگزارى بر دروغ داشته باشند ) گوئى منطق ارسطو تصديق اوّلى دارد بر اينكه نميشود تعداد بسيارى از مردم متّفقا دروغ بگويند و همين تصديق است كه اساس اعتماد ما را تا سرحدّ يقين به اين رويدادها تشكيل ميدهد و اينمعنا كاملا شبيه است به همان قاعده‌ايكه منطق ارسطو آن را اساس قضيّهء تجربى و حدسى قرار داد و آن عبارت بود از اينكه تصادف بطور دائم صورت نميگيرد پس همانطور كه تصادف دائمى نميشود دروغ هم دائمى نميشود پس هرگاه كه خبر معيّنى از تعداد بسيارى بيك‌طور شنيده شد ميفهميم كه قضيّه‌ايكه باتّفاق آن را خبر داده‌اند راست است پس اگر تعداد زيادى از مردم مجلسى تشكيل دادند و پس از ختم جلسه ، ما از هريك از حاضرين در جلسه پرسيديم كه سخنران جلسه چه كسى بود ؟ و همه در پاسخ گفتند كه فلانى سخنرانى كرد اين قضيّه متواتر مىشود و در نظر منطق ارسطو يقينا راست است زيرا دروغ بطور دائم نميشود . و نظر ما دربارهء اينكه دروغ بطور هميشگى نميشود - يا تصديق باينكه تعداد بسيارى از مردم محال است اتّفاق بر يك دروغ كنند - همان است كه در ( تصديق باينكه تصادف نسبى هميشه نميشود ) گفتيم پس در حقيقت تصديق بعدم اتّفاق بر دروغ يك تصديق استقرائى است نه تصديق عقلى اوّلى و ادلّهء ما بر اين‌كه تصديق عقلى اوّلى نيست همان ادلّه و مناقشاتى است كه در قسم اوّل اين كتاب ، عليه آنچه در قضيّهء زير گفته شده بود : ( تصادف دائمى نميشود ) و آن را قضيّهء عقلي