تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
حسن عدل و قبح ظلم و زشتى آزار حيوانى بدون جهت كه اين گونه قضايا هيچ واقعيّتى بجز آنكه همهء مردم آن‌ها را قبول دارند ندارند و همين اتّفاق آراء است كه اساس تصديق به آن قضايا است . چهارم مسلّمات و آنها قضايائى هستند كه ميان تو و ديگرى مسلّم است خواه آنكه ميان همهء مردم نيز مسلّم باشد يا تنها پيش دسته‌اى از مردم مسلّم باشد كه شخصيكه ميخواهى او را بقضيّه‌اى كه ممكن است از آن قضاياى مسلّم استنتاج شود قانعش‌سازى انتساب به آن دسته داشته باشد . پنجم مقبولات و آنها قضايائى است كه از شخص مورد وثوق و اطمينان بصدق بطور تقليد گرفته مىشود خواه اين تقليد و اطمينان بصدق بواسطهء امر آسمانى باشد مانند شريعت‌هاى آسمانى يا بواسطه زيادى عقل و اطّلاعاتش باشد مانند قضايائى كه از حكماء و دانشمندان گرفته مىشود . ششم : وهمّيات و آنها قضاياى دروغين هستند كه عقل آنها را نفى مىكند ولى چون آدمى با محسوسات انس گرفته و بر احكام آنها عادت يافته لذا آن قضايا را تصديق مىكند مانند اينكه گفته شود ( هر موجودى را مكان و جهتى است ) كه چون انسان بمحسوسات عادت گرفته و با مكان و جهتى كه براى هرمحسوسى درك كرده مأنوس شده است اين انس و عادت او را ميكشاند بسوى آنكه براى هرموجودى مكان و جهت تصوّر كند پس مدرك اين تعميم بجز توهّمى كه از عادت و انس ناشى است چيز ديگرى نيست . هفتم مشبّهات : و آنها قضاياى دروغين هستند كه گاهى آدمى به آنها معتقد مىشود بخاطر شباهتى كه به يقينيّات و يا مشهورات دارند و اين شباهت او را در كشف حقيقت آن قضيه بخطا مياندازد و با آن قضيّه همان معامله مىكند كه با قضيّهء يقينى و يا قضيّهء مشهور مينمود . و هراستدلالى كه براى اثبات نتيجه بجز از قضاياى يقينيّه استفاده نشده