تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بندى نموده است . 1 - اوّليات : و آنها عبارتند از قضايائى كه آدمى آنها را بخودىخود تصديق مىكند يعنى بدون آنكه سببى خارج از ذات آنها داشته باشد به اين نحو كه تصورّ دو طرف قضيّه در حكم و جزم بصدق آن كافى باشد مانند اينكه ميگوئيم ( دو نقيض با يكديگر مجتمع نميشوند ) و يا ( كلّ از جزء بزرگتر است ) . 2 - محسوسات : و آنها عبارتند از قضايائى كه حكم عقل در آنها بواسطهء حسّ انجام ميگيرد و تنها تصوّر دو طرف قضيه كافى در حكم عقل نيست و حسّ بر دو قسم است . حسّ ظاهر و حسّ باطن و قضايائى را كه بواسطهء حسّ ظاهر ، يقينى شده‌اند ( حسّيّات ) نامند مانند حكم باينكه ( اين آتش گرم است ) و ( آفتاب روشنىبخش است ) و قضايائى را كه بواسطهء حسّ باطن يقينى شده است ( وجدانيّات ) خوانند مانند آنكه ما ميدانيم كه ما انديشه و ناراحتى و بيم و امثال اينها را داريم . 3 - تجربيّات : و آنها عبارتند از قضايائى كه حكم عقل در آنها بواسطهء تكرار شدن مشاهداتى است در احساس ما كه در نتيجهء تكرار يافتن مشاهده حكمى در نفس ما رسوخ مييابد كه شكىّ به آن راه ندارد مانند حكم باينكه ( همهء آتش‌ها گرم‌اند ) و ( هر فلزى بواسطهء حرارت امتداد مىيابد ) . 4 - متواترات : و آنها عبارتند از قضايائى كه حكم عقل در آنها بواسطهء خبر دادن تعداد زيادى از مردم است كه نميشود آنان با يكديگر بناگزارى در دروغ گفتن داشته باشند مانند علمى كه ما نسبت بشهرهاى دوردست داريم با اينكه آنها را نديده‌ايم و يا امّت‌ها و افرادى را پيش از دوران خودمان ميشناسيم . 5 - حدسيّات و آنها عبارتند از قضايائى كه حكم عقل در آنها براساس حدس قوى است و با آن حدس جاى شكّ براى آدمى نيست مانند اينكه ما حكم ميكنم كه ماه نور خود را از آفتاب ميگيرد كه منشأ حدس ما در اين قضيّه عبارت است از اختلاف شكل ماه به نسبت دورى و نزديكى آن از آفتاب .