مقدارهاى مماثلى پيدا شود كه با وجود ناچيزى آنها امكان از بين رفتنشان نباشد هرچند كه درجه مقدار احتمال مفروض كه اصل ميخواهد آن را از بين ببرد كمتر باشد و اين دليل آنست كه ناچيز بودن به تنهائى كافى از براى فناء مقدار احتمالى نيست .
و برهان اين مطلب آنكه : احتمالى را كه اصل ميخواهد آن را از بين ببرد هراندازه كه كوچك باشد ما ميتوانيم علم اجمالئى فرض كنيم كه تعداد بزرگى از اطراف را دربر گرفته باشد باندازهايكه نتيجهء تقسيم رقم يقين بر تعداد اطراف مساوى با آن مقدار احتماليكه فرض از بين رفتن آن شده است باشد و فرض چنين احتمالى كه مساوى است با احتمال از بين رفته و درعينحال از بين نرفته هميشه براى ما ميسور خواهد بود هرقدر هم كه درجهء احتمالى را كه در مقام افناء آن هستيم پائينتر بياوريم زيرا ما ميدانيم كه مقدار احتمالى طرفى از اطراف علم اجمالى كه با همديگر مساوى هستند بواسطهء نيروى تجمّع احتمالات آن علم اجمالى نميتواند از بين برود و نيز ميدانيم كه هرچه تعداد اطراف علم اجمالى رو بافزايش باشد مقدار احتمالى يك طرف پائينتر ميآيد پس از اينچنين نتيجه ميگيريم كه ميتوان مقدارى را بدست آورد كه قابل فناء نباشد ولو بهر درجه از درجات ضعيف احتمال باشد پاسخ اين برهان آنست كه : از بين رفتن يكى از دو مقدار احتمالى متساوى وقتى محال است كه اين فانى شدن بواسطهء علمى باشد كه علاقه و نسبت آن علم بهريك از دو مقدار بيك درجه باشد كه در اين صورت تأثير اينعلم در افناء يكى از دو مقدار بخصوص ترجيح بدون مرجّح خواهد بود و به همين جهت بود كه سابقا ديديم كه محال است علم يكى از مقدارهاى احتمالى مساوى خود را در داخلهء خود از بين ببرد و ديگر مقدارها باقى بماند و امّا هرگاه تجمّعيكه مواجه با يكى از دو مقدار احتمالى مساوى است از علمى باشد و تجمّع مواجه با مقدار احتمالى ديگر از علمى ديگر در اين صورت ممكن است كه يكى از آن دو تجمّع بخاطر
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٧٨