تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
آنكه شرايط اصل استقرائى را كاملا دارا است تأثير كند و تجمّع ديگر بخاطر آنكه آن شرايط را دارا نيست تأثير نكند .

( بهره‌بردارى از شكل دوم تطبيق اصل در قضاياى سببى )

پيش از اين دانستيم كه چگونه ميتوان از شكل اوّل براى تطبيق اصل در قضاياى سببى از رهگذر ( علم اجمالى 2 ) كه همهء احتمالات وجود و عدم ( ت ) را در آزمايش‌هاى مثبت شامل است بهره‌بردارى نمود و ما فرض ميكرديم كه مقدارهاى اين احتمالات همگى با همديگر مساوى هستند و همهء اين مقدارها باستثناء نيم واحد - در يك محور جمع ميشوند و آن محور عبارت بود از سببّيت ( أ ) از براى ( ب ) و بواسطهء اين تجمّع . احتمال مضادّ از بين ميرود و امّا در شكل دوّم از براى تطبيق اصل مقدارى از مقدارهاى ( علم اجمالى 2 ) از بين ميرود زيرا مقدار احتمال اينكه ( ت ) در همهء آزمايش‌ها به حكم تصادف وجود داشته باشد بواسطهء قاعدهء عدم تماثل از بين ميرود و همين كه احتمال وجود ( ت ) در همهء آزمايش‌ها از بين رفت سببّيت ( أ ) از براى ( ب ) ثابت مىشود پس سببّيت ( أ ) از براى ( ب ) در شكل اوّل با تطبيق مستقيم اصل استقرائى ثابت مىشود و امّا در شكل دوّم بطور غير مستقيم و از رهگذر از بين بردن احتمال وجود ( ت ) در همهء دفعات ثابت مىشود .