به خود صحيح باشد و مستقيما و بدون واسطه بدست آمده باشد بدينمعنى كه واقعيّت خود و درستى خود را از درجههاى پيشين نگرفته باشد و اين بدانمعنا است كه درجههاى موضوعى تصديق به دو قسم منقسم ميگردد قسم اوّل : درجهايكه ميتوان بموضوعيّت آن - يعنى بدرستى آن - از رهگذر درجههاى صحيح تصديقهاى پيش برهان آورد و قسم ديگر : درجهايكه صحّت آن صحّت اوّليه بوده و مستقيما بدست ما آمده باشد و در پرتو آنچه گفته شد خواهيم دانست كه هرگونه ارزشيابى موضوعى از براى درجهء تصديق بايد اصلى را فرض كند كه مفاد آن عبارت است از اينكه : ( ما درجهها و مقدارهاى بديهى اوّلى و استنباط نشده داريم ) زيرا ما دامى كه ما در جائى كه داراى صحّت موضوعى به صورت مستقيم هستند نداشته باشيم امكان ندارد كه درجههاى استنباط شده وجود بيابد .
همچنانكه باز در پرتو آنچه گفته شد معلوم مىشود كه در شناخت بشرى ، دو رشته از براى استنباط هست يكى رشتهء استنباط قضايائى كه متعلّق تصديق واقع شده است و ميخواهيم بعضى از آن قضايا را از بعض ديگر استنباط كنيم و ديگرى :
رشتهء استنباط درجههاى متعدّد تصديق كه ميخواهيم بعضى از آن درجهها را از بعض ديگر استنباط كنيم پس قضيّهايكه ميگويد : « هر زاويهء مثلّثى مساوى با دو قائمه است » و از اصول اوّليّهء هندسه استنباط شده است برشتهء اوّلى منتسب است و امّا درجهء تصديق موضوعى باينكه سكّهء پول به طرف خطّ خواهد آمد كه از درجهء تصديق موضوعى باينكه سكّهء پول بيش از يكى از دو حالت را ندارد استنباط شده است از قبيل رشتهء دوّم است زيرا استنباط در اينجا استنباط قضيّهاى از قضيّه ديگر نيست به جهت آنكه استنباط قضيّهايرا كه ميگويد : ( سكّهء پول به طرف خطّ خواهد افتاد ) از قضيّهءايكه ميگويد : ( سكّه پول با بيش از يكى از دو حالت نميتواند مواجه باشد ) نميتوان استنباط نمود بلكه نقطهء توجّه استنباط در اينجا درجهء تصديق است كه براى قضيّهء اوّلى درجهء تصديق با 2 / 1 مشخص مىشود و اين درجه استنباط
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٢٧