تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
در نفس انسان پيدا شد - يقين ذاتى محض خواهد بود و اين همان است كه ما الآن ديباچهء شناسائى آن را آغاز ميكنيم انشاء اللّه تعالى .

( نياز يقين موضوعى باصل مسلّم )

پيش از اين دانستيم كه درجهء صحيح و واقعى از براى تصديق را گاهى از رهگذر استنباط از درجات صحيح و واقعى تصديقهاى ديگر بايد بدست آوريم در اين صورت درجهء استنباط شده درجهء نظرى خواهد بود زيراكه آن را بواسطهء برهان تعيين كرده‌ايم و گاهى اين درجه را مستقيما و بدون واسطه بدست ميآوريم و اين در موردى است كه آن درجه بديهى بوده و بطور ابتدائى و بدون مقدّمه بدست آيد چنانچه نيز دانستيم كه تصديق موضوعى هميشه نيازمند است باينكه اصل مسلّم زير فرض شود : كه درجاتى از تصديق موضوعى وجود دارد كه بديهى است و بلاواسطه بدست آمده‌اند . و اين درجات بديهى به حكم آنكه بطور ابتدائى بدست آمده‌اند بنوبهء خود از درجات ديگريكه براى ساير تصديقهاى موضوعى است استنباط نشده‌اند ولى اين - طبعا - نه به آن معنا است كه هردرجه تصديقى كه نتوان آن را از درجات ديگر تصديق استنباط نمود آن درجه ، بديهى بوده و بلاواسطه بدست آيد و در نتيجه ، نمايشگر ارزش موضوعى آن تصديق باشد زيرا درجات تصديق ذاتى كه از خطّ صحيح تصديق موضوعى منحرف گشته‌اند همه درجاتى هستند كه نميتوان آنها را از درجات قبلى استنباط نمود ولى درعين‌حال درجات موضوعى نبوده و نمودار ارزش حقيقى نخواهند بود . و ما اكنون اكتفا ميكنيم به اشاره باينكه يكى از مهمّترين فرقها ميان اين درجات موضوعى تصديق ، يعنى آن درجاتى كه بديهى است و مستقيما بدست آمده‌اند و ميان درجات ذاتى كه تصديق ذاتى منحرف آن را ساخته است آنست كه هر درجه از آن درجات موضوعى تصديق ، با ديگر درجه‌هاى موضوعى تصديقهاى ديگر