تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
كه بآمدن طرف خطّ دارد تصادفا طرف خط هم بيايد اين جزم و يقين پيش از وقت از جهت قضيّهءايكه متعلّق يقين است درست و صادق است زيراكه اين قضيّه مطابق با واقع گرديد ولى باوجوداين از نقطهء نظر درجهء تصديقى را كه پيش از وقت به خود گرفته است بر خطا است زيرا چنين حقّى نداشته كه بتصديق قضيّهء : ( طرف خطّ خواهد آمد ) درجهءاى بدهد كه بيش از درجهءاى باشد كه بتصديق بقضيّهء ديگر : ( طرف صورت خواهد آمد ) ميدهد . اكنون كه امكان خطا در درجهء تصديق را فرض كرديم معنايش آنست كه : كه از براى تصديق در واقع يك درجهء معيّنى فرض كرده‌ايم كه آن درجه براساس مجوّزات واقعى تعيين شده است و معناى اينكه يقين نسبت بدرجهء تصديق خطا و صواب دارد آنست كه درجهء تصديقى كه يقين از براى خود در نفس يقين‌كننده اتّخاذ نموده است با درجه‌ايكه مجوّزات واقعى تصديق آن را فرض كرده است مطابق است يا نه ؟ مثال ديگر : فرض ميكنيم كه ما وارد كتابخانه‌اى شديم كه داراى صد هزار جلد كتاب است و بما گفته شد كه در ميان همهء اين كتابها فقط از يك كتاب چند ورق ناقص است و آن كتاب تعيين نشد كه چه كتابى است در چنين حالتى ما اگر يك كتاب معيّنى را از ميان آن كتابها برداريم البتّه بسيار بعيد خواهيم دانست كه اين كتاب همان كتاب ناقص باشد زيرا مقدار احتمال اينكه اين كتاب همان كتاب ناقص باشد 100000 / 1 است ولى اگر فرض كنيم كه شخصى عجله كرد و به زودى جزم پيدا كرد - براساس همين استبعاد - كه اين كتاب آن كتاب ناقص نيست معناى اين آنست كه يقين ذاتى در آن شخص پيدا شده است ولى ما ميتوانيم بگوئيم كه اين شخص در يقين خود بخطا رفته است حتّى در صورتى كه اين كتاب حقيقتا آن كتاب ناقص نباشد زيرا ناقص نبودن اين كتاب از اهمّيّت خطائى كه اين شخص مرتكب شده است هيچ نميكاهد و ميتوانيم با شخص مزبور اين‌چنين
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 124 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى