باسمه سبحانه
بسم اللّه الرحمن الرحيم
. . . و تمم بالخير
افتخار نمودن مهلّب بن شبيب به مبارزت و ترسانيدن طرف خود را به مجاهدت
به ميدان برآمد چو مهلب شبيب * كه چون بر سر منبر آيد خطيب
بر اسب سرافراز پولاد سم * ز الماس نعل و ز انقاس دم
كشيده دو گوشش چو پيكان تير * گشاده دو چشمش چو كيوان پير
فرو هشته بش همچو گيسوى يار * به پشتش دمش بود چون موى يار
دو دستش چو دو تير و چفته جبين * همىزد دو صد چرخ زير مكين 5
سوارش چو دستان و گرزى به دست * بر آن اسب مانندهء پيل مست
چو آيينه خودى نهاده به سر * چو ماهى به جوشن بپوشيده بر
به بر جوشن و تيغ هندى به مشت * به آهن نهان كرده پهلو و پشت
درآمد به ميدان بدينساز ، شير * باستاد برجا سرافراز دير
چو تند اژدهايى دهان باز كرد * چو رعد آن سرافراز آواز كرد 10
ز مردى من گويد اول سخن * كه آيد بر من از آن انجمن
برون شد سوارى ز مردان جنگ * بر مهلب آمد به ميدان جنگ