همين دليل باشد كه در فرهنگ جهانگيرى از او با عنوان حكيم ياد شده است .
در مرگ طغرل سلجوقى چنين مىخوانيم :
به دردم از اين گنبد سرنگون * كه چون آسيايى است گردان به خون
نياسايد از كشتن و سوختن * چه خواهد از اين فتنه افروختن
. . . * - . . .
مباش ايمن اندر سراى فريب * به ياد آر چون بر فرازى ، نشيب
. . . * - . . .
مكن زور بر مردم زيردست * مبر هر زمان سوى شمشير دست
. . . * - . . .
مخور آنچه دارى ، به درويش بخش * كز آنجا شما را رسد بيش ، بخش
دربارهء منظومه
حكيم فردوسى شاهكار جاودانهء خويش را از نخستين پادشاهان افسانهاى ، كه آبادانى و فرهنگ را به ايرانزمين آوردند ، آغاز مىكند و با شرح فروپاشيدگى دودمان ساسانى به پايان مىرساند . چنين مىنمايد كه حكيم زجّاجى كار او را دنبال كرده و منظومه را از پيدايش پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم شروع كرده و تا روزگار زندگى خويش ادامه داده است . ذيل « مدت خلافت مستعصم » مىگويد :
ز من گشت دست فصاحت قوى * بپرداختم دفتر پهلوى
ز اول كه اصل سخن ساختم * ز آل پيمبر بپرداختم
ز مروانيان گفتهام پيشتر * سخنهاى موزون و زيبا و تر « 1 »
و باز چنين مىخوانيم :
ز اول بگفتيم از مصطفى * ز ياران و از رهروان صفا
ز مروان و مروانيان سربهسر * بگفتيم حال پدر تا پسر « 2 »
اما در نسخهء حاضر از چنين مطالبى ذكرى نشده ، بلكه آغاز سخن از پيكار مهلّب و سپس جنبش مختار است .
هامش
( 1 ) ص 966 .
( 2 ) ص 1027 .