تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
داخل اردوى معلّى شد در عين بيمارى شاه عباس و خبر حبس كردن و معزول شدن صفى قليخان بيگلر بيگى مشهد را آورد و از علي بلاغى بدامغان رفتيم و در باغ خسرو آباد شاه عباس ثانى فوت شد در هفت ساعتى شب بيست و هفتم شهر ربيع الأوّل كه روز شنبه باشد . و در صبح روز شنبه كه هنوز كسى اطلاع نداشت بر فوت پادشاه ، سلمان آقاى يوزباشى تابينان خود را جمع نموده و امرا و اعيان اردو را جمع نمود و در عمارت مهتر كه محل فوت پادشاه بود ، و بعد از اجتماع امراء و حضور همه در عمارت را بستند و بعد از آن خبر فوت پادشاه را بايشان داد و گفت كه در اين مجمع بايد تعيين پادشاه نمود و بدون تعيين پادشاه شما از اين عمارت بيرون نخواهيد رفت ، ميرزا مهدى اعتماد الدوله عرض كرده بود كه ما نميدانيم كه از اولاد او كه هست ، آقا مبارك گفته بود كه پسر بزرگ او مسمّى بسام ميرزا به حمد اللّه اكبر اولاد او است و در دولتخانه اصفهان است ميرزا مهدي فرمودند كه هرگاه اكبر اولاد هست يقين كه حكومت حق او است ، آقا مبارك اعتراض‌گونه كرده بود كه شما نميدانيد اين را كه او پسر بزرگى دارد ؟ ! و اعتماد الدوله گفته بود در جواب : ما چه دانيم ما را بر بواطن چه اطلاع است . الحاصل عريضه در همان مجلس نوشتند به اين شرح : « عرضه داشت محمّد مهدي و حسين قلى و جمشيد و اغرلو كه در هفت ساعتى شب شنبه بيست و هفتم شهر صفر ، نواب صاحبقران خلد آشيان رحلت فرمودند » و اين عريضه را مهر نموده و بعد از قال و قيل و تصويب و تصعيد فكر قرار بر اين دادند كه بوداغ سلطان تفنگچى آقاسى روانه اصفهان شود باتفاق ميرزا باقر منجّم باشى . بعد از فراغ از اين تمهيدات ، يكى از يساولان ديوان از خسرو آباد به دامغان آمد بطلب آخوندى رحمه اللّه و صبح روز شنبه آخوند فرمودند كه امروز بخسرو آباد رفته خبرى بگيريم از در خانه ، بنابراينكه آخوند مرخص شده بودند كه روانه سفر زيارت مشهد مقدّس شوند ، و پانصد تومان زر تصدّق مقرر شده بود كه آخوند بمشهد برده تصديق نمايد ، و روز سه‌شنبه براى آخوند مبلغ دويست تومان خرجى فرستاده
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 525 | محمد باقر بهبودى / سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى