و جناب آخوندى پيش ايستادند و صفى طولانى منعقد شد از اعيان و اعاظم اردو ، نماز به عمل آمد ، و روز شنبه و يكشنبه و دوشنبه در آنجا مكث واقع شد و در شب سهشنبه تهيه اسباب شده بود ، أوّل طلوع صبح روز سهشنبه آخوند و امرا كلّيه حاضر شده نقل نعش نمودند بتخت روان و اردو كوچ نمود به طرف اصفهان ، و ساعت ديده بودند كه در روز شانزدهم ماه ربيع الأوّل اردو وارد اصفهان شود ، و ساعت جلوس را در شب چهارم ربيع الثانى ديده بودند و مدّت آمدن تفنگچى آقاسى و حضرات بهفت روز مقرر شده بود ، الخبر بطوله ، الحاصل بعد از فراغ اين امور از آخوند پرسيديم كه شما را براى چه كار خواسته بودند و . . . .
سال هزار و هفتاد و هفتم :
فوت نواب خلد آشيان صاحبقران شاه عباس ابن شاه صفى ابن شاه عباس و جلوس شاه صفى الثانى في ربيع الثانى ، و سلطان محمّد خان پادشاه روم در اين سال بادرنه رفت و أحمد پاشاى وزير را بحرب كفار فرستاد در جزيره جريد ، و شريف زيد در مكّه در اين سال فوت شد در محرم و سعد شريف شد - رومى . في الرومى : جلوس شاه صفى الثانى بعد موت أبيه في ربيع الثانى ، و توجه سلطان محمّد إلى ادرنه و ارسال وزيره أحمد پاشا .
فوت رستم خان والى گرجستان كه حاكم اصفهان مير قاسم نوكر او بود در هزار و هفتاد و هفت واقع شد تقريبا ، و پدرش الك سندر پسر كركين ميرزا است و خود را از از نسل حضرت داود ميدانند ، و العلم عند اللّه ، دده فال زنى بود از نجباء گرجستان زوجه رستم خان بود و بعد از كشته شدن لورساب پسر برادر رستم خان دده فال ياغى شد ، و شخصى كه قدرى اعتماد بر او بود نقل كرد كه دده فال رستم خان را مسموم ساخت ، و العهدة عليه ، و بعد از رستم خان شاه نواز خان والى شد .
جلوس أوّل نوّاب أشرف أقدس أرفع همايون شاهى ظلّ اللّهى أبو المظفّر السّلطان ابن السّلطان بن السّلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان شاه سليمان الصفوي الموسوي الحسيني بهادر خان بدّد أعداؤه و نصر أولياؤه و قوى ايده و بسط جنده و حرس مهجته