تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
و هفتاد و پنج و تاريخ اين است ( تمّ كتاب الصّافي ) [ ظاهرا بايد با الف و لام حساب شود تا هزار و هفتاد و پنج شود ] .

سال هزار و هفتاد و ششم :

فوت ملّا روحا مصاحب عبد اللّه قطبشاه تقريبا در حدود هزار و هفتاد و پنج يا شش واقع شده باشد ، و أصل او از بار فروش مازندران بوده ، و يد طولى در سخن‌ورى داشته و حافظه عظيمى داشته و خيّر و نفّاع بوده رحمه اللّه ، تاريخ اجازه كه استاد فاضل كامل خيّر نحرير محقق مدقق ذى الأخلاق الزاكيه و الاعراق الطيّبه مولانا محمّد باقر السبزوارى براى فقير عبد الحسين الحسيني مؤلّف هذه الوريقات نوشته بيست و هفتم جمادى الثانيه از شهور سنهء هزار و هفتاد و شش ، و اجازه بخطه الشريف موجود است ، و در فرح آباد مازندران بوديم در خدمت نواب آخوندى تغمده اللّه بغفرانه . آمدن ايلچى اورنگ زيب پادشاه هند مسمى بتربيت خان والى ملتان با هداياى بسيار قريب به بيست و پنج هزار تومان بسوى شاه عباس ثانى در اصفهان ، و نصف شبى از شبها شاه عباس ثانى او را طلبيد و خفيف كرد ، و بعد از مدّتى بمازندران رفت و تربيت خان را بمازندران طلبيد و قريب به بيست و پنجهزار تومان كه تربيت خان از هند پيشكش آورده بود شاه عباس ثانى بايلچى خودش بخشيد ، و در اين سفر محرر اوراق عبد الحسين الحسيني همراه بودم . و در اين سال دختر قطبشاه خواهر عبد اللّه قطبشاه زوجه محمّد عادلشاه مادر علي عادلشاه آمد به خدمت شاه عباس ثانى در دار السلطنه اصفهان ، و ميرزا رضي وزير اصفهان را بشيراز فرستادند باستقبال او ، و پادشاه دوازده هزار تومان به او داد و او نيز جواهر بسيار پيشكش كرد قريب به دوازده هزار تومان ، و شاه عباس چيزى برنداشت از او الّا خنجر مرصع قيمته سيصد تومان ، و مرخص شد بهند و در فجا مرد . و در اين سال بعد از رفتن تربيت خان شاه عباس ثانى خربزه فرستاد براى پادشاه هند ، و نجف قليخان مقرر شد كه خربزه را ببرد ، و شاه عباس ثانى در حوالى دامغان بيمار شد كه نجف قلى خان از خربزه بردن برگشت ، و در على بلاغى حوالى دامغان