شصت و نه شد بعد از قتل دارا شكوه باثبات الحاد و كشتن مراد بخش در عوض خون مردى كه پسرش دعوى نمود كه پدر مرا كشته .
سال هزار و هفتادم :
فوت مولانا آخوند محمّد تقيا تا آخر آنچه در هزار و هفتاد و يك نوشتهايم در هفتاد بوده ، فوت استادى و استنادى رئيس المحدّثين و استاد العلماء و الفقهاء و المحدّثين المبارك الميمون ذى النفس القدسيّه آخوندى مولانا محمّد تقيّا مجلسى تغمّده اللّه بغفرانه در هزار و هفتاد ، و عمر او ما بين شصت و هفت و شصت و هشت است ، و فقير راقم اين حروف چندين سال مقابله أحاديث أهل بيت عليهم السّلام در خدمت او كردم ، اصول كليني و من لا يحضره الفقيه بالتمام در خدمت آن جناب سماعا به عمل آمد .
فوت محمّد عادل شاه حاكم بيجاپور پسر إبراهيم عادلشاه در هزار و هفتاد ، و بعد از فوت محمّد عادلشاه در هزار و هفتاد پسرى كه به پسرى برداشته بود مسمّى بعلي پادشاه شد ، و بعد از علي عادلشاه اسكندر نامى پادشاه شد كه در اوايل هزار و نود و هشت يا در آخر نود و هفت كه اورنگ زيب رفت و بيجاپور را گرفته اسكندر را نيز گرفت چنانچه از بعضى از ثقات تجار مسموع محرّر شد ، استقلال نام اورنگ در هند بعد از جنگ با برادرش شاه شجاع و هزيمت شاه شجاع و ملقب شدن باورنگ زيب عالمگير .
ولادت عالى حضرت سلالة السادات و النجباء العظام المتصف بالزهد و الصلاح نور العيونى أمير محمّد صادق ابن مير عبد الحسين الحسيني الخاتون آبادى في شهر ذى حجّة الحرام من شهور سنه هزار و هفتاد ، ايضا ولادت علّامة العلمائى مير محمّد باقر ابن أمير محمّد إسماعيل الخاتون آبادى سنهء 1070 ، اللهمّ احشره مع الأئمة الطاهرين [ و قبر سيّد مشار إليه در مدرسه ايست كه والد ماجد سيد مزبور ساخته بودند در اطاق وسطى در وسط اطاق ] .
سال هزار و هفتاد و يكم :
سيد سند أبو عبد اللّه محمّد بن عبد الحسين بن إبراهيم بن أبي شبابة الحسيني البحرانى در اصفهان بوده و در هزار و هفتاد و يك قصايد از او منقول شده - سلافه ، و پسر او عبد اللّه