تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
و باتّفاق از در بند آهنين عبور كرده در بلده قرشى نهب و غارت و قتل عام فرمودند و مولانا بنائى شاعر ، از مقتولان آنجا است ، بعد از آن در حوالى غجدوان با لشكر اوزبك و عبيد سلطان كه يكى از اعاظم طايفه بود در شب شنبه هفتم رمضان سنهء مزبوره جنگ كردند و شكست يافته ، مير أحمد كه سرلشكر بود با چند نفر معتبر كشته شدند و ميرزا بابر بجانب غزنه و حدود هند بمملكت خود گريخت و خلق بسيار تلف و اموال بسيار بدست اوزبك افتاد و تمر سلطان و عبيد سلطان بخراسان آمده و تمام بلاد خراسان بهم برآمد و حسين بيك لله ، هرات را گذاشته از راه سيستان بكرمان آمد و اين خبر در اصفهان بشاه اسماعيل رسيد و بعضى از امرا را بخراسان فرستاد و فرمان باحضار عساكر صادر شد و در سال نهصد و نوزده از اصفهان نهضت فرمودند - لب .

سال نهصد و نوزدهم :

رفتن شاه اسماعيل بجانب خراسان و فرار نمودن عبيدخان در نهصد و نوزده عبيدخان پسر محمود سلطان است و محمود سلطان برادر شاهى بيك خان كه در نهصد و شانزده كشته شد ، ولادت شاه طهماسب در نهصد و نوزده بوده - لب . و فوت ، در نهصد و هشتاد و چهار هجرى . در نهصد و نوزده شاه اسماعيل باحضار لشكرها فرمان داد از جهت اصلاح خراسان كه بر هم خورده بود و منصب نجم ثانى كه أمير الامرائى بود تغيير و بعبد الباقى داد ، و منصب صدارت به مير سيّد شريف شيرازى قرار يافت و چون شاه إسماعيل بحدود مشهد رسيد ، تمر سلطان و عبيد سلطان از هرات گريخته بماوراء النهر رفتند و ابدال بيك دده كه حاكم مرو بود و مرو را انداخته و گريخته بود ، جامهء زنان در بر و مقنعهء نسوان بر سر در اردو گردانيدند ، و بعد از اين نزول شاه إسماعيل در ظاهر شهر هرات اتفاق افتاد و هرات را با توابع بزينل‌خان شاملو داد و شهر بلخ را بدولّو سلطان روملو ارزانى داشت و قشلاق در اصفهان نمود ، و در اين سال خبر ولادت شاه طهماسب بشاه إسماعيل رسيد - لب .