و ديار بكر نيز بتصرّف گرفت - لب .
سال نهصد و بيست و سوم :
فوت خواجه اصفى پيموده در نهصد و بيست و سه - مجموعه . فوت خواجه عبد اللّه مرواريد در سال نهصد و بيست و سه « پناه اهل جهان بود خواجه عبد اللّه » - مجموعه .
در نهصد و بيست و سه يا بيست و دو مصر از تصرف غلامان چراكسه بيرون آمده ، به تصرف سليم پادشاه روم درآمد و دولت چراكسه آخر شد و قشلاق سليم در مصر واقعشد - لب .
در نهصد و بيست و سه قشلاق شاه اسماعيل در نخجوان واقعشد - لب .
سال نهصد و بيست و چهارم :
در نهصد و بيست و چهار ، قشلاق شاه اسماعيل در تبريز واقعشد - لب . ولادت ميرزا هندال پسر بابر پدر هميون در نهصد و بيست و چهار ، و تاريخ كشته شدن هندال در دست افغانيان در نهصد و پنجاه و هشت - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و بيست و پنجم :
مولد سلطانم دختر شاه اسماعيل در نهصد و بيست و پنج ، فوت بابافغانى در نهصد و بيست و پنج - مجالس المؤمنين . و در نهصد و بيست و پنج كاركيا سلطان أحمد پادشاه گيلان و أمير دبّاج پادشاه رشت به عزّ بساط بوس شاه اسماعيل رسيده تربيتها يافتند و بخشش بسيار نسبت بايشان شد و أمير دبّاج بمظفّر سلطان ملقّب شد و بعد از اين شيخ شاه ابن فرخ يسار پادشاه شروان نيز بدرگاه شاه اسماعيل آمده سرافراز بتوجهات گشت و در اين سال قشلاق شاه اسماعيل در تبريز واقعشد - لب . بابر بار سيّم در نهصد و بيست و پنج متوجّه فتح هندوستان و بجانب بهره متوجّه شده بهره را گرفته بخواجه كلان بيك ولد مولانا محمّد صدر كه از اعاظم اركان دولت ميرزا عمر شيخ بود سپرد - تاريخ اكبرى .
سال نهصد و بيست و ششم :
در سال نهصد و بيست و شش بابر پادشاه بن ميرزا عمر شيخ بن سلطان أبو سعيد ابن ميرزا سلطان محمّد بن ميرزا ميرانشاه ابن تيمور بر سر قندهار آمد و سه سال محاصره