از تصنيف جعفريّه در نهصد و هفده و رسالهء عقود او در نهصد و سى و دو بوده ، و فوت او در نهصد و چهل بوده .
سال نهصد و هجدهم :
ظهير الدّين بابر در نهصد و هجده در كول ملك با عبيد اللّه خان جنگ عظيم در پيوست و با آنكه فتح شده بود ، چشمزخمي نرسيد و عنان جيشيّت بحصار متعطف ساختند و بار ديگر بالهام غيبى باتفاق نجم بيك در پاى قلعه عجدوان با اوزبك جنگ كرده ، نجم بيك كشته شد و رفتن ماوراء النهر را بر طرف كرده متوجّه تسخير هندوستان شدند و چهار مرتبه به تسخير هندوستان متوجّه شدند ، بار اوّل در نهصد و ده - تاريخ اكبرى .
در سال نهصد و هجده چند فترت روى داد ، اوّل فترت روم و ايلدرم بايزيد پسر سلطان محمّد سه پسر داشت أحمد و سليم و فرخت ، و هر يك در سمتى حاكم بودند نيكچرى اتفاق كرده خلع ايلدرم كردند ، و سليم را پادشاه كرده او برادرانرا بكشت و خود بر تمام ممالك روم مسلّط شد و در اين سال شاه زكريّاى وزير در خراسان مرد و در مشهد مدفون شد - لب . سلطان بايزيد ، ولد سلطان محمّد فاتح كه در هشتصد و هشتاد و شش پادشاه شده بود و پادشاه نهم است از روم ، در نهصد و هجده خلع شد و مدت حكومت سى و دو سال ، و بعد از فوت او سلطان سليم پادشاه شد و در نهصد و بيست و شش مرد - حسن بيك . و بعد از او سلطان سليمان پادشاه شد در اين تاريخ و فوت سليمان در نهصد و هفتاد و چهارم ، محاربهء بابر پادشاه با عبيدخان و خانى بيك سلطان در نهصد و هجده .
كشته شدن نجم ثانى در جنگ عبيد سلطان در نهصد و هجده ، چون كوچمخان بعلّت اينكه اسن بود ، پادشاه شد ، در ماوراء النهر بجاى شاهى بيك ، در زمان أمير يارأحمد نجم ثانى اصفهانى با بعضى از امراى نامدار در شهور سنهء نهصد و هجده بعزم تسخير ماوراء النهر از عراق بكنار آب جيحون رفت و چون عبور كرد ، ميرزا بابر از اولاد تيمور كه پادشاه غزنه بود از حدود هند بمدد آمده باردوى ميرنجم ملحق شد