كرد و بعد از سه محاصره شجاع بيك ، قندهار را بملازم مولانا باقى سپرده متوجه خراسان شد و حكومت قندهار بكامران ميرزا پسر خود رجوع كرد و كامران ميرزا در نهصد و شصت و چهار در مكّه مرد .
و در اين سال سلطان سليم بن سلطان بايزيد بن سلطان محمّد بن سلطان مراد بن سلطان محمّد بن سلطان ايلدرم بايزيد بن سلطان مراد بن اوزخان بن عثمان بن طغرل به مرض طاعون مرد مملكتش اناطولى ، ارومايلى ، رتكهايلى ، مرعش ، كفه شام ، حلب ، مصر ، دياربكر ، و چهار جنگ كرد ، اوّل با پدرش ، دوّم با برادرش أحمد ، سوّم با شاه إسماعيل ، چهارم با قانصو ، و بعد از او سلطان سليمان حاكم شد و در نهصد و هفتاد و چهار مرد ، و عبيدخان در اين سال بهرات آمد با سىهزار سوار و خفيف ببخارا برگشت و در اين سال لوندخان حاكم گرجستان ياغى شد و ديو سلطان رفت و سازگارى شد و در اين سال خواجه مولاى اصفهانى صاحب تاريخ عالمآرا مرد ، متصلّب بود در تسنّن - حسنبك . و در اين سال قشلاق شاه إسماعيل در اصفهان اتفاق افتاد - لب .
سال نهصد و بيست و هفتم :
در سال نهصد و بيست و هفت ايالت استراباد بزينلخان مفوض شد و زين الدين سلطان حاكم اسفراين شد و أحمد سلطان افشار در فراه حاكم شد ، و شاه اسماعيل در اين سال در تبريز بود و دورمشان در خراسان ، و در اين سال أميرخان بن كلان بيك ابن أمير بيك موصلو كه در زمان حسن پادشاه معتبر و مقرر بود مرد - حسنبك .
در نهصد و بيست و هفت قشلاق شاه اسماعيل در نخجوان واقع شد و در اين سال أمير سلطان موصلو مير محمّد يوسف را كه سالها منصب شيخ الاسلامى هرات با او بود و در آخر بمنصب حكومت و امارت رسيده صاحب طبل و علم شده بود بتهمت مخالفت در هفتم رجب بكشت - لب .