تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
ابدال بيك دده بود كه در آن وقت قورچى باشى بود ، و قشلاق در اين سال در طارم اتفاق افتاد ، و خبر فوت پادشاهان گيلان بمسامع جلال رسيد . و خبر اين كه جمعى در خفيه با كاركيا ميرزا علي در شب پنجشنبه چهارم رمضان سال مذكور اتفاق نموده خفية بر سر كاركيا سلطان حسن رفتند و او را كشتند و اين مرد يك سال و نيم پادشاهى گيلان كرده بود ، و در همين شب اين خبر از لاهيجان بامراى سلطان حسن رسيده امرا در آن روز بر سر كاركيا ميرزا علي رفته او را كشتند ، و ميرزا علي قريب به بيست و هشت سال پادشاه گيلان بود ، و در زمان پدر بيست و دو سال لاهيجان با او بود و مرد خوبى بوده و ولادتش در هشتصد و چهل و هفت بوده ، و كاركيا سلطان أحمد پسر سلطان حسن در اردو بود حكومت گيلان به او ارزانى شد و جمعى از غازيان با او به رانكوه رفتند ، و امراى سلطان حسن كه ميرزا علي را كشته بودند در وقت ملاقات او پياده شدند كه پاىبوس كنند همه را امر فرمود كشتند و بتخت سلطنت نشست و بيست و نه سال حكومت كرد و در نهصد و چهل وفات يافت . و در اين قشلاق طارم ، شاه إسماعيل جمعى را از راه خلخال بر سر أمير حسام الدّين پادشاه رشت فرستاد و خود از طارم بحدود رشت تشريف آوردند و بشفاعت جمعى و شفاعت شيخ نجم رشتى شفاعت قبول شده از سر جريمهء او درگذشتند ، و چليپا بيك خلخالى كه والى طارم بود بغضب شاه در آمده گرفتار شد و بقتل رسيد ، و سلطان حسين ميرزاى بايقرا پادشاه خراسان در اين سال مرد و پسرانش بجاى او نشستند ، و شاه از طارم بسلطانيّه رفت - لب .

سال نهصد و دوازدهم :

و در سال نهصد و دوازده شاه إسماعيل شكار كنان بآذربايجان آمد و قشلاق در خوى واقع شد ، و در اين سال امرا را با صارم كرد جنگ شد و عبدى بيك شاملو و سارواوغلى مهردار كشته شدند - لب . ظهير الدّين محمّد بابر در نهصد و دوازده بكومك سلطان حسين ميرزا متوجه خراسان شد و سلطان حسين ميرزا بدفع شيبك‌خان رفته بود و در اثناى راه از حدود كهمزد خبر فوت سلطان حسين ميرزا رسيد ، و بابر رفتن حال را