همدان در بيست و چهارم ذىحجه سال مذكور با سلطان مراد نامراد جنگ كرد و قريب به ده هزار كس از آققوينلو كشته شدند ، و مراد نامراد گريخته به طرف فارس رفت و شاه إسماعيل از پى او رفته در نهصد و نه در شيراز فرود آمد - لب .
فوت ملّا جلال دوانى صاحب حاشيه قديم كه سلطان يعقوب او را قاضى فارس كرده بود در نهصد و هشت بود ، ولادت ملّا جلال در هشتصد و سى ، و قطب محشّى مشهور صاحب منشآت سنّى شافعى مذهب معاصر ملّا جلال دوانى بود ، و تدريس بقعه شيخ ظهير الدّين با پدر قطب محشى بود و بعد از فوت پدر قطب محشى تدريس بملّا جلال رجوع شد ، و قطب محشّى در اثناء تدريس ملّا جلال روزى وارد بدرس او شد و تتمه درسى كه در ميان بود گفت ، و دو روز ديگر نيز قطب محشّى آمده درسها را گفت و خوب گفت ، و بعد از آن گفت كه من اين دو روز براى اين درس گفتم كه حمل بر ناقابلى من نشود ، و چون مشتمل بر رياست است من دست برداشتم و بملّا جلال واگذاشتم ، و تاريخ فوت او هنوز بدست محرّر اين اوراق نيامده ، و در جائى ديگر فوت ملّا جلال را در نهصد و هشت هجرى نوشته .
در اوائل شهور نهصد و هشت شاه إسماعيل به ايلغاريه تبريز آمد ، چون الوند در غيبت شاه إسماعيل به تبريز آمده بود ، و چون الوند خبردار شد از آمدن شاه إسماعيل فرار كرده ببغداد رفت و از بغداد بديار بكر ، و در نهصد و ده مرد - لب .
سال نهصد و نهم :
و چون شاه إسماعيل در شيراز نهصد و نه نزول فرمود مراد نامراد ببغداد گريخت و در اين سال ملك شرف الدّين محمودخان ديلمى قزوينى در وزارت شريك أمير شمس الدّين زكريا شد ، و در اين سال دوازدهم رمضان شاه إسماعيل به قصد قلع حسين كياى جلاوى كه مدّتها حاكم فيروزكوه و دماوند و خوار و سمنان بود و ياغى شده نهب و غارت بىحساب بسيار كرده بود بيرون آمده در رى نزول كرد و از آنجا بپاى قلعه گلخندان كه در دست مخالفان بود آمد ، و در اين سال قاضى محمّد كاتبى در صدارت شريك مولانا شمس الدّين گيلانى گشت و ترقّى نمود تا امارت با صدارت جمع نمود ، و در دوم شوال