مردم قلعه را بقتل آوردند ، و در دماوند نهب و قتل به عمل آمده و در شوال قلعه فيروزكوه را محاصره نموده بعد از پانزده روز كوتوال آمده قلعه را تسليم نمود و مردم قلعه بقتل آمدند ، و شاه از راه هبله رود بپاى قلعه استا كه حسين كياى جلاوى در آنجا تحصّن نموده بود آمد ، و قريب به يك ماه جدال و قتال بود ، و آب هبله رود كه شرب قلعه از او بود مسدود كرده ، أهل قلعه بعد از اضطرار حسين بيك بيرون آمده با مراد بيك و مراد بيك را به آتش سوختند و گوشت او را خوردند ، و حسين بيك در قفص محبوس شد و ديگران كشته شدند قريب بهزار نفر .
و مؤلّف « 1 » تاريخ در آن وقت همراه بود و در پاى قلعه استا ، محمّد حسين ميرزا پسر سلطان حسين بايقراى مشهور بپابوس آمد و او والى استراباد بود ، و كاركيا سلطان حسن برادر كاركيا ميرزا علي پادشاه گيلان بپابوس مشرف شدند بصدق نيّت و مخلّع شد بچارقب مرصّع و كمر زر ، و محمّد حسين ميرزا باستراباد برگشت و برادرش مظفر حسين ميرزا از استراباد گريخته پيش پدرش رفت بهرات ، و استراباد به تصرف محمّد حسين ميرزا درآمد و تا آخر حيات با او بود ، و كاركيا سلطان حسن در ساوچبلاغ مرخص شده بگيلان رفت - لب . محرّر اوراق عبد الحسين الحسيني كتابى ديدم در مناقب چهارده معصوم بلغت فارسى كه فضل بن روزبهان اصفهانى نوشته بود و فضل بن روزبهان همان جارح نهج الحقّ علّامه است .
سال نهصد و دهم :
شاه إسماعيل در نهصد و ده در ييلاق خرقان و تخت سليمان بعيش و شكار گذرانيد ، و در پائيز متوجه اصفهان شد ، و كاركيا ميرزا علي در اين سال دست از حكومت كشيد و بعبادت مشغول شد ، به علت مخالفت سلطان حسن و برادرش كيا فريدون وكيل السلطنة كاركيا ميرزا علي ، و در اين سال يزد و ابرقوه كه در دست رئيس محمّد كرّهى و مدّتى بقتال و جدال گذشت شاه إسماعيل او را فتح كرد و رئيس كشته شد و بعد از فتح شاه إسماعيل بطبس آمده و سلطان حسين ميرزاى بايقرا بقلق و اضطراب افتاد و در آن حدود قريب هزار كس از مخالفان بقتل آمدند و قلق و اضطراب سلطان
هامش
( 1 ) يعني لب التواريخ .