بعد وصول الدنما و انهزام سفن الكفّار و بناء قلعتين في خليج البحر و السفر أيضا إلى جانب موره لأجل المتون و الفروق و قتل بايسنقر في شادمان ، و موت كمال الدين مسعود الشرواني و عبد الغفور لاري و طلوع شاه إسماعيل من گيلان مع بعض الصّوفية لأجل الخروج ، انتهى .
سال نهصد و ششم :
گرفتن شيبكخان اوزبك سمرقند را در اين سال بود - حسنبك . أوايل جلوس شاه إسماعيل نهصد و شش ، فوت مير عليشير مشهور در نهصد و شش موافق جلوس شاه اسماعيل - حسنبك . و حضرت أعلى در أوايل شهور نهصد و شش با غازيان ظفر پناه بدفع شروانشاه متوجه شدند بممالك شروان ، و با فرّخ يسار محاربه نموده مظفّر شده شروانشاه و فرخ يسار و بسيارى از مخالفان بقتل آمدند و حضرت أعلى بر تخت شروان برآمد و قشلاق در اين سال در محمود آباد شروان شد و در اين قشلاق منصب وزارت بامير شمس الدين زكريّا داده شد و صدارت را بمولانا شمس الدين گيلاني و از امراء حسين بيك لله شاملو و ابدال بيك دده أمير الامرا شدند و فرخ يسار بعد از پدرش أمير خليل در هشتصد و شصت و هشت بسلطنت رسيده بود و سى و هفت سال و كسرى سلطنت كرد و بعد از او مردم شروان در بعضى از حدود آنجا بهرام بيك بن فرخ يسار را بپادشاهى برداشته قريب بيكسال اسم سلطنت بر او بود مرد و بعد از او غازى بيك ابن فرخ يسار در نهصد و هفت پادشاه شد و او نيز قريب بيكسال پادشاهى كرده مرد و بعد از او شيخشاه بن فرخ يسار در نهصد و هشت پادشاه شد و بيست سال سلطنت كرد و در نهصد و سى مرد و بعد از او پسرش سلطان خليل در شروان پادشاه شد و يازده سال پادشاهى كرد و دختر شاه إسماعيل را نكاح كرد و در نهصد و چهل و دو مرد - لب .
ظهير الدين محمّد بابر پادشاه در سال نهصد و شش سمرقند را از شيبك خان گرفت بجنگ ، بعد از اينكه در نهصد و سه از دست ميرزا بايسنقر گرفته بود و مرتبهء سوم