و چون أبو سعيد در قراباغ بقتل آمد حسن علي بعراق رفت و بر سر او باز جمعيّت شد و در همدان با سپاه مظفر كه مقدم او اغرلو محمّد بن حسن بيك بود مصاف داده گرفتار شد و در هشتصد و هفتاد و سه خود را بكشت و دولت قراقوينلو آخر شد - لب .
سال هشتصد و هفتاد و سوم : سال هشتصد و هفتاد و چهارم « 1 » :
أبو النصر حسن بيك بن علي بيك بن عثمان بيك بن قتلغ بيك بن حاجى بيك أوّل پادشاهان آققوينلو كه ايشان را بايندريه گويند ، مردى فهميده بود با علما و فضلاء نشستى ، و تفسير و حديث و فقه در مجلس او ميگذشت ، دو فتح عظيم در اول دولت او را ميسّر شد : يكى با جهانشاه كه دانستى ، و يكى با سلطان أبو سعيد . پدران حسن بيك كه در ديار بكر حاكم بودهاند و محال و قلاع سخت داشتهاند و هميشه با دودمان تيمور موافقت مسلوك ميداشتهاند ، در سفر روم جدّ او قراعثمان با تيمور همراه بود بخلاف قرايوسف و پسرش أمير اسكندر و ميرزا جهانشاه ، حسن بيك بآذربايجان آمد و حسن علي پسر ميرزا جهانشاه از او فرار كرده پيش أبو سعيد رفت بعد اللّتيا و الّتي سلطان أبو سعيد با حسن بيك نساخت .
و چون حسن بيك از صلح نااميد شد راهها مسدود ساخت ، و مردم شروان با حسن بيك موافقت كردند ، و سلطان أبو سعيد گريخت و پسرش زينل بيك سلطان أبو سعيد را گرفته به خدمت حسن بيك آورد و او را سپرد ، و حسن بيك در هشتصد و هفتاد و چهار بعراق آمد و از عراق بشيراز رفت و أبو يوسف ميرزا پسر ميرزا جهانشاه بر دست لشكر حسن بيك مقتول شده شيراز را بعمر بيك موصلو داد و بعد از آن به پسر خود سلطان خليل و تا آخر عمر داشت و اصفهان را به اغرلو محمّد پسر بزرگتر خود داد ، و بغداد را به پسر ديگر خود مقصود بيك داد ، و عراقين و فارس و كرمان و آذربايجان بتصرّف درآورد - لب . فوت مير مرتضى شريفى پسر سيّد شريف ثالث در هشتصد و هفتاد و چهار - مجموعه .
هامش
( 1 ) ابتداى دولت آققوينلو .