تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢

سال هشتصد و هفتاد و يكم :

در هشتصد و هفتاد و يك سلطان حيدر والد ماجد شاه إسماعيل غفر له در طبرسران در جنگ شروانشاه شهيد شد ، و در هشتصد و نود و سه كه بيست و دو سال فاصله شده بود شاه إسماعيل در نوبت دوّم بگوشمال شيروانشاه رفته بود نعش او را به اردبيل نقل فرمود تغمّده اللّه بغفرانه - عالم‌آرا . و صبيّه حسن پادشاه زوجه او بود ، و سلطان علي ميرزا كه بين الجمهور به سلطان علي پادشاه تعبير مىشود و شاه إسماعيل و سيّد سليمان ميرزا از آن صبيّه متولّد شدند - عالم‌آرا . في الرومي انقراض دولت آل قرامان با انتزاع كردن سلطان محمّد بلاد ايشان را از دست مير أحمد ، و توجه سلطان محمّد مزبور ببلد و هرسك ، و بناى قلعه اقچه‌حصار و البصان بعد از قهر اهل طغيان ، و سلطنت و پادشاهى ازون حسن در آذربايجان ، و موت تقي الدّين أحمد بن محمّد شمّنى از جمله نحات ، انتهى .

سال هشتصد و هفتاد و دوم « 1 » :

ميرزا جهانشاه پسر قرايوسف در هشتصد و هفتاد و دو به قصد حسن بيك حاكم ديار بكر به آنجا رفت و كارى نساخت و بىاحتياطى كرد ، اردو را از پيش ميفرستاد و خود ميخوابيد ، تا آخر حسن بيك فرصت كرده با سه هزار مرد مكمّل بر سر راه او آمد ميرزا جهانشاه در وقت گريز كشته شد ، و پسرانش محمّدى ميرزا و أبويوسف ميرزا گرفتار شدند و محمّدى ميرزا بقتل آمد ، و أبو يوسف ميرزا را ميل كشيدند ، عمرش هفتاد سال و نعش او را به تبريز آوردند ، و مرد بدى بود بسيار بد اخلاق . بعد از او پسرش حسن علي پادشاه شد و قريب به دويست هزار كس بر او جمع شدند و از راه بىتدبيرى كردى چند را تربيت كرد و امراى پدر را ذليل كرد ، و حسن بيك متوجّه آذربايجان شد ، حسنعلي باستقبال بيرون آمد ، در حوالى مرند امرا از او تخلّف نمودند و او منهزم شد ، در اين وقت سلطان أبو سعيد از خراسان بسلطانيّه رسيده بود نزد او رفت ، و سلطان أبو سعيد محلّ قشلاق او را در تبريز تعيين فرمود
هامش
( 1 ) انتهاى دولت قراقوينلو .