تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
سراج الدّين عمر البلقينى مفتي مصر ، انتهى . فوت شاه‌رخ ابن أمير تيمور در هشتصد و پنج « 1 » و شاعرى هشتصد و پنجاه گفته . و ميرزا علاء الدولة بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاه‌رخ در زمانى كه ميرزا شاهرخ در نوبت آخر بعراق آمد او را قائم مقام خود ساخت و در شهر هرات گذاشت ، و چون خبر فوت شاهرخ به او رسيد پادشاه شد ، و چون خزائن خراسان بدست او آمد لشكر بسيار بر او جمع شدند ، و ميرزا عبد اللّطيف پسر ميرزا الغ‌بيك بعد از فوت شاه‌رخ در اردوى پادشاه حاكم شده بود ، و گوهرشاد بيگم زن ميرزا شاهرخ را كه جدّه ميرزا علاء الدوله بود در ميان خوار و سمنان در سلخ ذيحجّه هشتصد و پنجاه گرفته و نعش ميرزا شاهرخ را با اهل اردو بسمرقند ميبرد ، چون بحدّ نشابور رسيد جمعى از امراء ميرزا علاء الدوله در صبح شنبه سيزده صفر سال هشتصد و پنجاه و يك او را در آنجا گرفتند - لب . محمّد سلطان يكى از دو پسر أمير غياث الدّين جهانگير پسر تيمور در هشتصد و پنج مرد در اوايل سلطنت تيمور - لب . ايلدرم بايزيد پادشاه روم در سيزدهم شعبان هشتصد و پنج مرد ، و در هفتصد و نود و يك پادشاه شده بود ، مدّت حكومت چهارده سال ، و بعد از او سلطان سليمان پادشاه شد ، و كشته شد در هشتصد و دوازده - حسن‌بك .

سال هشتصد و ششم :

تيمور در اواسط شهور سنهء هشتصد و پنج بآذربايجان معاودت نمود ، و قريب يك سال و نيم در آذربايجان و عراق بود ، و سلاطين اطراف از گيلان و رشت و ديگر محال خدمتش آمدند ، و پادشاه مصر زر بسيار فرستاد و سكّه بنام او كرد ، و در حرمين خطبه بنام تيمور خواندند ، و در نهم ذى قعده هشتصد و شش بفيروز كوه رفت و در يكروز فتح آن قلعه كرد ، و بطلب اسكندر شيخى كه در آن حدود ياغى بود به رستمدار رفت و در حدود قلعهء مرسين از توابع تنكابن نزول نمود ، و در غرّه محرّم هشتصد و هفت از نيسابور متوجّه ماوراء النهر شد ، و در مرغزار كان‌گل از حدود سمرقند طوى بزرگ
هامش
( 1 ) صحيح هشتصد و پنجاه است و بايد در سال 850 ثبت شود .