صفي الدّين بن إسحاق بصحبت شيخ سعدي رسيده - مجالس . هولاكو در ششصد و پنجاه و شش معتصم عباسى را با چهار كس در سادس صفر بقتل آورد ، و هزار هزار و هشتصد هزار رومى كشته شد ، و در ششصد و پنجاه و هفت حلب را گرفت - لب .
المستعصم باللّه أبو أحمد عبد اللّه بن مستنصر بعد از پدر در ستّمائة و بيست و سه خليفه شد و او خليفهء سى و هفتم عباسى است ، و دولت ايشان منقرض شد به او و پانزده سال و هفت ماه حكومت كرد ، و هلاكوخان لشكر آورد ، و در أوايل صفر سنهء ستّمائة و پنجاه و شش مستأصل و كشته شد و دولت عباسيان بسر آمد و مغول بر عراق عرب مستولى شد - لب ، روضة اولى الأحباب ، و بعد از اين حكومت هلاكوخان است .
من وصّاف در روز يكشنبه چهارم شهر صفر 655 خليفه المستعصم باللّه از بغداد بيرون آمده بمجلس هلاكوخان حاضر شد في سنة خمس و خمسين و ستّمائة ، و در چهارشنبه هفدهم ، خليفه را در نمد پيچيده لگدمال ساختندش ، و بجهنم تشريف كثيف را ارزانى فرمودند .
زهير بن محمّد ملقّب ببهاء الدين كاتب از فضلاء عصر بود خوش نظم و نثر و خط در خدمت ملك صالح أيّوب پسر ملك كامل بود در ديار مصريّه ، و وبائى در مصر بهمرسيد در ستّمائة و پنجاه و شش ، و بهاء الدّين در آن و با مرد - خل .
سال ششصد و پنجاه و هفتم :
فوت كاتبى قزوينى در ستّمائة و پنجاه و هفت ، مولا نجم الدّين علي كاتبى قزوينى حكيم متبحّر بود ، و در حكمت شاگرد اثير الدّين ابهرى است ، شرح ملخص و شرح محصّل و شرح كشف و حكمة العين و رسالهء شمسيه و جامع الدّقايق از مصنّفات او است در ششصد و پنجاه و هفت مرد در قزوين - لب .
برادر هلاكوخان منكوقاءان پسر تولى پسر چنگيز كه در ستّمائة و چهل و هشت حاكم شده بود بقول صاحب تاريخ گزيده در ششصد و پنجاه و هفت مرد ، و صاحب روضة الصفا ششصد و پنجاه و پنج گفته ، و او بصفت عدل و داد موصوف بود