و تقويت اهل اسلام ميكرد ، و ايشانرا بر مردم ديگر اديان يارى مينمود ، و سادات و علماء و مشايخ از تكليفات ديوانى معاف بودند ، و دانشمندان نصارى و دبيران را رعايت ميكرد ، أمّا از يهود كسى را سيورغال نداد ، و منكوقاءان قپلاى قاءان را به طرف شرق و هلاكور را به طرف غرب بجهانگيرى فرستاد ، و هولاكو در ستّمائة و پنجاه و سه از جيحون عبور كرد و بايران آمد - لب .
سال ششصد و پنجاه و هشتم :
اتابك مظفر الدّين أبو بكر قتلقخان بن سعد بن زنگى بعد از پدر در ششصد و بيست و هشت پادشاه شد ، كامل بود در خيرات و شناختن حقّ علماء ، و شيخ سعدى گلستان باسم او نوشت ، و او پادشاه ششم بود از اتابكان فارس سى سال پادشاهى كرد و در ششصد و پنجاه و هشت مرد ، و بعد از او سعد بن أبو بكر بن سعد بن زنگى پادشاه شد و دوازده روز پادشاهى كرد ، و بعد از او اتابك محمّد بن سعد پادشاه شد و در ششصد و شصت و يك مرد - لب .
در كتاب مزارات شيراز أبو بكر بن سعد زنگى را از جملهء صاحبان مريد و مشايخ شمرده . شيخ سيف الدّين باخزرى از خلفاى شيخ نجم الدّين كبرى ، فوتش در ستّمائة و پنجاه و هشت - نفحات ملّا جامى .
سال ششصد و پنجاه و نهم :
بدر الدّين لؤلؤ مدبّر ملك عز الدّين بن مسعود بن نور الدّين ايالت موصل بر او قرار يافت ، و در سنهء ستّمائة و پنجاه و نه بدر الدّين مرد .
سال ششصد و شصتم « 1 » :
اتابك محمّد بن سعد چون پدرش مرد كودك بود پادشاهى بنام او مقرر شد مادرش تركان خواتون مدبّر ملك بود ، دو سال و هفت ماه پادشاهى كرد ، و در سال پانصد و شصت مرد ، و او هشتم بود از اتابكان ، و بعد از او اتابك محمّد شاه پادشاه شد و در ششصد و شصت و يك مرد - لب .
هامش
( 1 ) انتهاى دولت شعبهء دوم از اتابكان فارس .