رفت - لب . نصر اللّه ابن الأثير الجزري ضياء الدّين صاحب كتاب المثل الساير في ادب الكاتب در ستّمائة و پنجاه و پنج مرد - لب ، خل . عزّ الدّين أبو حامد عبد الحميد بن هبة اللّه بن الحسين بن أبي الحديد مدايني ، ولادت او در پانصد و هشتاد و شش ، و فوت در ستّمائة و پنجاه و پنج - خل .
قراختاى كرمان نه تن بودند ، هشتاد و شش سال حكومت كردند ، أوّل ايشان حاجب از امراء گورخان قراختاى بود ، [ برادرزادهء او ] شش سال حكومت كرد و در ستّمائة و پنجاه و پنج نماند ، و بعد از او سلطان حجاج بن قطب الدّين بعد از پدر حاكم شد و در ستّمائة و شصت و نه بدهلى رفت و در راه سفر وفات كرد و قتلغ سلطان در غيبت سلطان دوازده سال حكومت كرد ، و در ستّمائة و هشتاد و يك مرد - لب .
تاريخ بستان شيخ سعدي :
ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج * كه بر در شد اين نام بردار گنج
و فوت سعدي در ستّمائة و پنجاه و شش بود ، و تاريخ گلستان نيز تاريخ فوت است در ستّمائة و پنجاه و پنج ركن الدّين خورشاه ابن علاء الدين محمّد قهستانى ملحد از لشكر هولاكو بيرون آمده رو به راه نهاد ، و در ظاهر حصار كرد كوه فرود آمد ، و خبر فرستاد كه جاى خود نگهداريد و قلعه نسپاريد ، و از آنجا رفت و آخر كشته شد چنانچه در ستّمائة و پنجاه و چهار نوشتهايم - روضة الصفا . و هولاكو بعد از قمع و قلع ملاحده با خواجه نصير قدّس اللّه روحه متوجّه بغداد شد - روضة الصّفا . صاحب روضة الصفا بعد از أحوال ملاحده قهستان احوال سلاجقه را نوشته .
سال ششصد و پنجاه و ششم « 1 » :
فوت شيخ سعدي در ستّمائة و پنجاه و شش ، در گلستان گويد :
در آنوقتى كه ما را وقت خوش بود * ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود
صد و ده سال عمرش بوده ، و معاصر أبو الفرج ابن جوزى بوده - مجالس . و شيخ
هامش
( 1 ) انقراض دولت بنى عباس و بر افتادن نام خلافت ناحق از عالم ، و ظهور نام و نشان پادشاهى .