غزنوى كه مدّتى در طلب قطاع الطريق بودند بر آنها ظفر يافتند و همه را كشتند ، بعد از اطلاع بر احوال حسين او را بجستند ، و حكايت او بسلطان إبراهيم رسيد نوازش نموده در مرتبه حجّاب آورد و از اقرباى خود زن داد ، و چون سلطنت بمسعود بن إبراهيم رسيد او را امارت غور داد و كارش بلند شد ، و بعد از حسين برادرش بر جاى او نشست - لب .
محمّد بن يعقوب ابن يوسف بن عبد المؤمن رفيق محمّد بن تومرت بعد از مردن يعقوب پدرش در پانصد و نود و نه پادشاه شد بجاى پدرش و ملقّب بناصر ، و رفت بافريقيهء مغرب و ميورقى را منهزم كرد و مهديه را واپس گرفت از نائبان ميورقى در وقتى كه يعقوب مشغول بود بدشمنان ، مهديّه را صاحب شده بودند .
بعد از آن محمّد بن يعقوب رفت بجزيرهء اندلس ، و واقع شد وقعة العقاب در سال ستمائة و نه ، و محمّد مرد در اين سال يا در ستمائة و ده ، و مغاربه گويند كه محمّد مذكور عسسان براى خود قرار داده بود كه هر كس را در شب به بينند بكشند و خودش براى امتحان رفت و گرفتند غلامان عسس و او را كشتند ، و هر چند گفت : من خليفهام نشنيدند ، و بعد از محمّد ، يوسف پسرش پادشاه شد و در ستمائة و عشرين مرد - خل .
سال ششصد و دهم :
فوت إبراهيم موصلى ابن نصر الشافعي ، ستمائة و عشر - خل . ناصر بن عبد السيّد مطرزي نحوى حنفي ، شاگرد خطيب خوارزم بود در ستمائة و عشر در خوارزم مرد ، و أحمد بن محمّد مكّي خطيب خوارزم در پانصد و شصت و هشت مرد - خل . شيخ نجم الدّين كبرى در ستمائة و ده مرد ، ولادتش در پانصد و چهل - مجالس . ولادت مطرزى در پانصد و سى و هشت بود - خل .
در كتاب مزارات شيراز در نوبه سوم مسطور است : شيخ عبد العزيز اقليدى امام متبحر مفتى ، ختم قرآن در هر روز ميكرد ، و علم را در شيراز او فاش كرد ، خلاصهء فقه غزالى را او شرح نوشت ، مستجاب الدعوه بود ، در ستمائة و ده مرد .
اجازه كتاب الذريّة الطاهره را اربلى نقل كرده به اين عبارت : ارويه بالاجازة عن السيّد جلال الدّين عبد الحميد بن فخّار الموسوي الحايري عن الشيخ عبد العزيز بن