سال ششصد و هفتم :
در ستمائة و هفت عاصى شد سنجر غلام خليفه الناصر لدين اللّه عباسى ، و او حاكم خوزستان بود ، و در ستمائة و شش عصيانى از سنجر ظاهر شده بود و بعد از رفتن لشكر گريخت و پناه به صاحب شيراز برد ، و بعد از اين شفاعتها شد و سنجر را مغلوب ببغداد آوردند و خليفه از تقصير او درگذشت - كامل ابن الأثير .
الملك العادل ارسلان بن زنگى الملقّب بالملك العادل انتقل إلى مذهب الشافعى در ستمائة و هفت مرد - خل ، و او پادشاه سوم از اتابكان شعبهء دوم بود بعد از و عز الدين مسعود بن نور الدين ارسلان حاكم شد و در ستمائة و ستين مرد - لب .
اتابك أبو بكر بن اتابك محمّد پادشاه چهارم از شعبهء سوم اتابكان فارس بعد از قتل قزل ارسلان در پانصد و هشتاد و هفت حاكم شد بر جاى او در تبريز ، و بيست سال پادشاهى كرد و در سال ششصد و هفت مرد ، و بعد از او قتلق اينانج بن محمّد پادشاه شد و در پانصد و نود و چهار كشته شد - لب .
خواجه محمّد بن حسن بن محمّد بن بزرگ اميد حاكم پنجم ملاحده بعد از پدرش حسن در پانصد و شصت و يك حاكم شد و قاتلان پدر را كشت ، و كار الحاد در زمان او قوّت تمام گرفت ، و در ششصد و هفت مرد يا پسرش او را زهر داد ، و بعد از او خواجه جلال الدين حسن حاكم شد و در ششصد و هجده مرد - لب .
و از اتابكان سلجوقى كه حق نعمت نگاه نداشته يكى نصرة الدين أبو بكر بن محمّد ايلدكز بود ، و بعد از فوت عمّش قزل ارسلان بيست سال بحكومت ايران و آذربايجان قيام نمود و در سنهء سبع و ستمائة درگذشت ، و چون او فوت شد اتابك مظفر الدين اوزبك برادرش قائم مقام شد و مدّت پانزده سال سلطنت رانده در سنهء اثنى و عشرين و ستمائة چون سلطان جلال الدين خوارزمشاه بر مملكت آذربايجان استيلاء يافت ، او از فرط اندوه در قلعه النجق فرمان يافت - روضة الصفا . صاحب روضة الصفا بلافصل بعد از اين ذكر شعبهء دوم سلاجقه را كه در كرمان حاكم بودهاند كرده .