شد آن فتنه - كامل . شيخ محيى الدّين ابن عربى در بعضى از مصنّفات خود گويد كه در سنهء ستمائة و اثنين شيخ اوحد الدّين حامد كرمانى در قونيه در منزل من بود ، وى گفت كه در بلاد ما خواجه يوسف همدانى بود كه زياده از شصت سال بر سجاده شيخى و ارشاد نشسته و كراماتى نقل كرده - نفحات ملّا جامى .
ركن الدّين سليمان از شعبه سوم سلاجقه در روم قوى شد ، و از دار الخلافه ملقّب به السلطان القاهر شد ، و ارزن الروم را گرفت و از آنجا متوجّه گرجستان شد و در جنگ گرجى منهزم شد و در ستمائة و اثنين مرد ، پسرش قليج ارسلان كه در مرتبهء طفوليّت بود بجاى پدر نشانيدند ، و قليج ارسلان را تاب مملكت دارى نمانده از گوشه بيرون رفت ، و غياث الدّين كيخسرو و برادرش ركن الدّين سليمان مستقل شد و قليج ارسلان را محبوس كرد تا مرد .
غياث الدّين كيخسرو شش سال حكومت كرده مرد و پسرش عز الدّين كيكاوس بجايش نشست يكسال پادشاهى كرد و مرد ، آنگاه برادرش علاء الدّين كيقباد حاكم شد و بيست و شش سال حكومت كرد ، و ميانهء او و جلال الدّين خوارزمشاه محاربات واقع شد ، و پسرش غياث الدّين كيخسرو پدرش را زهر داد و خود حاكم شد و بيست سال حكومت كرد ، و سپاهى از مغول نامزد جنگ او شد و در آن جنگ كيخسرو خيمه و خرگاه بجا گذاشته گريخت ، و در ستّمائة و أربعين و أربع درگذشت - روضة الصفا .
سال ششصد و سوم :
مكّى ابن ريّان نحوى صائن الدّين ماكسينى قرء على أبي محمّد بن خشاب در ستّمائة و ثلاث مرد - خل . اتابك أبو شجاع مظفر الدّين سعد بن زنگى بعد از بيست و هفت سال كه به قدر انصاف روزگار گذرانيده بود در احدى الجماديين ثلاث « 1 » و ستّمائة مرد - روضة الصّفا .
سال ششصد و چهارم :
أبو الحسن بن خروف ، يكى از علماى مشاهير حلب « 2 » در ستمائة و چهار مرد - خل ولادت مولانا جلال الدّين رومى بلخى مولوي صاحب مثنوي در بلخ بوده در ششم
هامش
( 1 ) ثلاث و عشرين و ستمائة ر ك ج 4 ر 611 .
( 2 ) ر ك ابن خلكان ج 3 ص 22 .