به نظر تكش رسانيدند و آفتاب دولت سلجوقيان غروب كرد - روضة الصفا . در روضة الصفا بعد از كشته شدن طغرل و انقضاى دولت سلاجقه شعبه دوم سلجوقيان را كه در دار الأمان كرمان حكومت كردهاند بيان كرده .
فوت شاطبى پانصد و نود ، و در مائة خامسة أبو القاسم شاطبى قصيدهء لاميّه را نظم كرد در قرائت سبعه كه نظم تيسير است و شهرت و قبولى يافته كه ظاهرا هيچ بلدى از بلاد اسلام نيست كه از او خالى باشد ، و قصايد نيز در سبعه و عشره بتبع وى نظم كردند - شرح شاطبي ، و جزرى در سيصد و بيست و دو بهمرسيد - شرح شاطبي .
سلطان تكش ابن اتسز پادشاه چهارم خوارزمشاهيان در پانصد و نود كه سلطان طغرل سلجوقى را كشت مملكت عراق را نيز بتصرّف گرفت ، و كمال إسماعيل در مدح او قصيده گفت ، و در پانصد و نود و شش مرد ، و بعد از او سلطان قطب الدّين محمّد خوارزمشاه پادشاه شد و در سيصد و هفده مرد - لب .
اتابك مظفر الدّين تكله بن زنگى بعد از پدر زنگى بن مودود پادشاه شد ، در پانصد و پنجاه و شش ، و بيست سال پادشاهى كرد ، خواجه أمين الدّين كازرونى حاتم عصر وزير او بود در پانصد و نود مرد ، و او پادشاه سوم بود از اتابكان فارس و بعد از او قطب الدّين طغرل حاكم شد و در پانصد و نود و نه مرد - لب .
سلطان تكش از خوارزمشاهيان در رى جنگ كرد با سلطان مغيث الدّين طغرل ابن ارسلان بن طغرل بن محمّد بن ملكشاه در خمسمائة و نود ، او را بكشت ، و دولت بخوارزمشاهيان رسيد - لب .
سال پانصد و نود و يكم :
منهزم شدن كفّار اسپانيه از يعقوب موحّدى در جنگي عظيم ، و وقعه زلاقه و كشته شدن صد هزار كافر و استرداد قلعه رياح - رومي .
سال پانصد و نود و دوم :
انهزام اسپانيه از حرب يعقوب و استيلاى او بر حصار طليطله ، و عقد مصالحه براى خاطر دفع ملثّمين از افريقيه ، و وفات امام قاضى خان محمود بن عبد العزيز اوزجندى