سال پانصد و هشتاد و سوم :
ذكر تسخير شادياخ ، و جلوس تكش خان بر سرير سلطنت و انتهاء كار سلطانشاه ابن ايل ارسلان در روز جمعه چهاردهم ثلاث و ثمانين و خمسمائة ، سلطان تكش بار ديگر به ظاهر شادياخ نزول فرمود و محاربه شديدى پيش گرفت تا منكلى بيك بجان امان آمد و سلطان او را تشريف داد ، و سلطانشاه در پانصد و نود و نه مرد - روضة الصفا .
سال پانصد و هشتاد و چهارم :
فوت حمزهء قارى پانصد و هشتاد و چهار . كتاب ذريعه راغب اصفهانى به نظر آمد كه در تاريخ پانصد و هشتاد و چهار نوشته شده بود و در آخر او نوشته بودند كه اين نسخه را مقابله كرديم با نسخهء كه خطّ مصنّف بر او بود در تاريخ ستّمائة و ستّة عشر .
سال پانصد و هشتاد و پنجم :
فوت قاضى أبو طالب پانصد و هشتاد و پنج . در پانصد و هشتاد و پنج بيت المقدّس از تصرّف فرنگان بتصرّف سلطان صلاح الدّين درآمد و شهر عكه نيز مسخر كرد و در پانصد و هشتاد و نه وفات يافت - لب . ابن الأثير صاحب جامع الاصول كتاب أبو داود سجستانى را در پانصد و هشتاد و پنج شنيده ، جامع . و جمع بين الصحيحين حميدي را بدستور در اين تاريخ مجاز شده .
سال پانصد و هشتاد ششم :
حسن بن علي جويني فخر الكتّاب از ندماء اتابك زنگى پانصد و هشتاد و شش مرد - خل . ابن الأثير مذكور ترمذى را در پانصد و هشتاد و شش اجازه گرفته و بدستور نسائى را در اين تاريخ مجاز شده - جامع .
سال پانصد و هشتاد و هفتم :
شهاب الدّين يحيى السهروردى مقتول در پانصد و هشتاد و هفت كشته شد و بعضى ملحد و زنديق و بعضى خوبش ميدانند - خل . يحيى بن عبد الجليل بن عبد الرّحمن بن مجير اندلسى مرسى شاعر بود ، در مدح يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن قصيده دارد در تاريخ پانصد و هشتاد و هفت مرد - خل . ابن الأثير صاحب جامع الاصول