تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

سال چهارصد و نود و دوم :

در چهارصد و نود و دو در عهد مستعلى إسماعيلي فرنكان بر بيت المقدّس مستولى شدند ، و هفتاد هزار مسلمان را در مسجد اقصى كشتند - لب . و عميد الدوله پسر فخر الملك وزير نصير الدوله مرد قابل كامل بود ، و نظام الملك هميشه وصف او ميكرد و نظام الملك ، زبيده دختر خود را به او داد ، و در چهارصد و نود و دو محبوس شد و مرد - لب . إبراهيم بن مسعود بن محمود بن سبكتكين غزنوى بعد از فرخ زاد پادشاه شد چهل و دو سال حكومت كرد ، و در خيرات و مبرّات و عمارات و بقاع خير و رعايت فقرا و ضعفا كوشيد ، و چهل دختر خود را بسادات و علما داد ، و روزه سه ماه داشتى ، و در خامس شوّال سنهء اثنتين و تسعين و أربعمائة مرد ، و مسعود پسرش بعد از او پادشاه شد و در پانصد و هشتاد مرد - لب .

سال چهارصد و نود و سوم :

يحيى بن جزله طبيب صاحب منهاج مسلمان شد بعد از نصرانيّت ، و در قوّت اسلام چيزها نوشت ، و در چهارصد و نود و سه مرد - خل . بر كياروق در رى لشكرها فراهم آورده رو بجنگ برادر خود سلطان محمّد نهاد ، و در رجب سال چهارصد و نود و سه با هم جنگ كرده بر كياروق منهزم شد - روضة الصفا .

سال چهارصد و نود و چهارم :

أبو المعالي عزيزي ابن عبد الملك جبلي معروف بشيذله فقيه شافعي واعظ قاضي بغداد بباب ازج اشعرى مذهب در چهارصد و نود و چهار مرد - خل .

سال چهارصد و نود و پنجم :

المستعلى باللّه أبو القاسم أحمد بن مستنصر بن طاهر بن حاكم بن عزيز بن معز تا آخر بر جاى پدر نشست در چهارصد و هشتاد و هفت ، و برادر خود نزار را گرفته در قاهره محبوس كرد تا مرد ، هفت سال پادشاهى كرد و در چهارصد و نود و پنج مرد ، الحاكم بأمر اللّه بجاى او نشست ، و در پانصد و بيست و چهار مرد - لب . حسن صباح كه در چهارصد و هشتاد و سه كار او بالا گرفته بود در چهارصد و نود و پنج قلعه لمسه تير بتصرّف