و هزار و چهارصد و پنجاه و نه روايت و طريق ، و سيصد و شصت و پنج شيخ دريافت از آخر مغرب تا باب فرغانه يمينا و شمالا و جبلا و بحرا ، و در سنهء چهارصد و شصت فوت شد ، و أبو معشر طبرى بهم رسيد و در سنهء چهارصد و هفتاد و هشت فوت شد - شرح شاطبى .
سال چهارصد و شصت و يكم :
كتاب جامع در قراءات عشرة در چهارصد و شصت و يك تأليف صاحبش مرده است - نشر ، جزري . معتضد أبو عمرو عباد كه أوّل خود را فخر الدولة لقب كرده بود پسر ظافر مؤيّد باللّه أبي القسم محمّد كه مدّتى قاضي قرطبه و اشبيليه بود و پادشاه شد ، و در چهارصد و سى و سه احوالش را نوشتيم ، در اين تاريخ عباد مزبور بجاى پدر نشست ، و مردى سخت بود بأكثر كمالات آراسته و كفايت شعار بود ، در امور مملكت دارى و در سخاوت يد طولى داشت ، و كثير الأولاد بود بعلّت ولع در جماع ، و بيست پسر داشت و بيست دختر و قصايد بسيار در مدح او گفتند و اجتماع عظيمى بر سر او شده بود ، و در چهارصد و شصت و يك مرد در اشبيليه ، و بعد از فوت معتضد پسرش محمّد ملقّب بمعتمد على اللّه حاكم شد و استقلال زيادى بهمرسانيد كه بر همه ملوك اندلس امتياز بهمرسانيد ، و در چهارصد و هشتاد و چهار أمير يوسف بن تاشقين بر سر او آمد و او را مقيّد و محبوس ساخت - خل .
سال چهارصد و شصت و دوم : سال چهارصد و شصت و سوم :
أحمد بن عليّ الخطيب البغدادي صاحب تاريخ بغداد از جملهء حفاظ متقربين معاصر أبو إسحاق شيرازى ، در چهارصد و شصت و سه مرد - خل . فوت ابن عبد البر صاحب استيعاب در چهارصد و شصت و سه .
سال چهارصد و شصت و چهارم :
شيخ الشيوخ صدر الدّين إسماعيل بن أبي سعيد صوفي در چهارصد و شصت و چهار متولّد شد ، و در پانصد و چهل و يك مرد ، و پسرش عبد الرّحيم منصبش گرفت - كامل .
مولد عبد اللّه بن عليّ بن أحمد أبو محمّد مقري پسر دختر شيخ أبو منصور در چهارصد و شصت و چهار ، و در پانصد و چهل و يك مرد - كامل .