تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

سال چهارصد و شصت و پنجم :

در چهارصد و شصت و پنج يوسف بن تاشقين مرّاكش را در اندلس ساخت و مراكش در نواحى اغمات است در مغرب اقصى و در زمين مراكش برابره مىبودند در آنجا اين شهر را بنا كرد و امر او قوى شد تا بر مغرب ادنى و اقصى هر دو مستولى شد و يوسف معظّم أهل علم بود و مشاور با ايشان ، و حجّة الإسلام أبو حامد غزالي چون شنيد خوش‌سيرتى يوسف را عزم نمود بر توجّه بسوى او ، پس رسيد باسكندريه در فكر كوچ بود كه خبر وفات يوسف رسيد ، و خطبه ميخواند براى بني العبّاس و خود را أمير المسلمين ناميد و پيش از او اين لقب نبود ، و در محرّم سال پانصد يوسف ابن تاشقين مرد - خل . سعيد بن نصير الدوله از اكراد در چهارصد و پنجاه و سه حاكم شد ، و در أربعمائة و شصت و پنج مرد ، و بعد از سعيد منصور بن نصر حاكم شد و در چهارصد و هشتاد و نه مرد - شرفنامه . سلطان عضد الدّين أبو شجاع الب ارسلان بن چقر بيك بن ميكائيل بن سلجوق مردى بغايت مهيب و كدور بود ، و فارس را از فضلويه شبانكاره گرفت ، و ارمانوس پادشاه روم را در جنگ گرفت و نظام الملك وزيرش بود ، ده سال حكومت كرد چهل و چهار سال و سه ماه عمرش بود ، يوسف كوتوال خوارزمى را در برابر سلطان داشتند و احوال ميگرفتند و او را تهديد ميكردند و او كارد كشيد و متعرض سلطان شد و سلطان نيز متعرض رفع او شد و سه چوبه تير بر او انداخت و خطا شد ، يوسف بسلطان رسيد و زخم بر او زد و از آن زخم سلطان مرد در سلخ ربيع الأوّل چهارصد و شصت و پنج ولادتش در چهارصد و بيست و يك ، و او حاكم دوّم بود ، و بعد از او ملكشاه بن الب ارسلان پادشاه شد ، و در چهارصد و هشتاد و پنج مرد - لب ، روضة الصفا . شيخ أبو القسم قشيرى عبد الكريم بن هوازن قشيرى صاحب رساله و تفسير لطائف الاشاراتست ، مريد أبو علي دقّاق و استاد أبو علي فارمدي در أربع مائة و شصت و پنج مرد شيخ أبو علي فارمدي فضل اللّه بن محمّد شيخ الشيوخ خراسان منفرد وقت خود استاد أبو القسم قشيري و انتساب در تصوّف بدوطرف است : يكى بشيخ بزرگوار أبو القاسم گركانى