تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
دست برداشته يوسف بن تاشقين را صاحب اختيار كرد و خود رفت ، و وجه تسميه ملثمان چند چيز است كه در تاريخ ابن الأثير عزّ الدين كامل و در ابن خلكان مذكور است - خل . و يوسف در پانصد مرد و علي پسرش در پانصد و سى و هفت ، و اسحق در پانصد و چهل و دو بر طرف شد ، در چهارصد و پنجاه و چهار طغرل از دارالخلافه زنى خواست و خليفه قبول نكرد ، و بتدبير وزير عميد الملك كندرى رضا داد و دختر بمراد نرسيده طغرل مرد و الب ارسلان پسر چقر بيك پادشاه شد - روضة الصفا .

سال چهارصد و پنجاه و پنجم :

امام أبو الطاهر إسماعيل بن خلف بن سعيد بن عمران انصارى اندلسى الأصل مصرى نحوى مقرى در چهارصد و پنجاه و پنج فوت شد و كتاب العنوان تأليف او است - نشر . قاورد بن چغر بيك بن ميكائيل بن سلجوق كه در أربعمائة و ثلاثين و ثلاث حاكم كرمان شده بود ، در أربعمائة و خمس و خمسين بر شيراز استيلا يافت و دست ديالمه از فارس كوتاه كرد و عصيان برادر خود الب ارسلان پيش گرفت و باز بمطاوعت آمد و در جنگ سلطان ملكشاه اسير شده مسموم شد ، و او سى و سه سال حكومت كرد ، و بعد از فوت قاورد معزّ الدّين ملكشاه كرمان را به پسرش سلطان شاه مفوض داشت ، و او در أربعمائة و سبع و ستّين مرد - روضة الصفا .

سال چهارصد و پنجاه و ششم :

فوت عميد الملك وزير در چهارصد و پنجاه و شش ، محمّد بن منصور عميد الملك كندرى وزير طغرل بيك مصاحب امام الحرمين أبو المعالى جوينى ، و عميد الملك خود را خواجه كرد براى رفع تهمت طمع در دختر خوارزمشاه و بسبب سعايت نظام الملك كشته شد در چهارصد و پنجاه و شش - خل .

سال چهارصد و پنجاه و هفتم :

اخى فرج زنجانى مريد شيخ أبو العبّاس نهاوندى در چهارصد و پنجاه و هفت مرد گربه‌اش صاحب كرامات و غيب بود - نفحات . شيخ طوسى شيخ الطائفهء محقه إماميّه