سال چهارصد و پنجاه و دوم :
منهزم شدن لشكر مصر از محمود كلابي در حرب حلب ، و مستولى شدن محمود بر ايشان و بر آن بلده ، و وفات ابن الموازينى شاعر حلب - رومي .
سال چهارصد و پنجاه و سوم « 1 » :
چقر بيك سلجوقي در أربعمائة و ثلاث و خمسين « 2 » وفات يافت ، و خراسان با چغر بيك بود ، و طغرل بيك جاى او را به الب ارسلان پسر چقر بيك تفويض نمود - لب .
و الب ارسلان در چهارصد و شصت و چهار مرد - لب . أحمد بن مروان حاكم ديار بكر و جزيره در ايّام قادر عبّاسى ملقّب بنصير الدوله شد ، و در چهارصد و پنجاه و سه مرد پنجاه و سه سال حكومت كرد ، معاصر طغرل بيك سلجوقى بود ، و بعد از او نصر پسرش حاكم شد ، و در أربعمائة و هفتاد و دو مرد - شرفنامه .
سال چهارصد و پنجاه و چهارم « 3 » :
طغرل بيك روز جمعه ثامن عشر شهر رمضان سنه أربع و خمسين و أربعمائة در رى وفات يافت بيست و شش سال حكومت كرد ، و هفتاد سال عمرش بود ، و بعد از او الب ارسلان در چهارصد و شصت و چهار مرد - لب .
در سال چهارصد و پنجاه و چهار يوسف ابن تاشقين مقدم لشكر أبي بكر بن عمر صنهاجى شد و بيرون آمد از سجلماسه ، و أبو بكر بن عمر آمده بود به سجلماسه در چهارصد و پنجاه و سه و مقاتله كرده بود با اهل سجلماسه اشدّ قتالى و گرفت سجلماسه را ، و يوسف ابن تاشقين را بر آن حاكم كرد ، و أصل اين حكايت اين است كه برّ مغاربه جنوبى براى قبيلهء بود كه ايشان را زناته برابر ميگفتند ، پس خروج كردند بر ايشان ملثّمون و مقدم ايشان أبو بكر بن عمر صنهاجي ، و اين أبو بكر مرد سادهلوحى بود نيكوطباع بود و مايل بر فاهيت و فراغت نبود ، و ولاة مغرب طاقت مقاومت ملثمان نداشتند ، و أبو بكر ابن عمر بتقريبى كه در تاريخ ابن خلكان در ترجمه يوسف مذكور است كار و بار حكومت را
هامش
( 1 ) سال دويست ميلاد امام زمان عليه السلام
( 2 ) ابتداى دولت سلاجقه
( 3 ) ابتداى دولت يوسف ابن تاشقين .