از اكراد أبو الشوك ابن محمّد بن عيار « 1 » كه لقبش حسام الدوله و در أربعمائة و بيست و يك حاكم قوما شده بود در چهارصد و سى و هفت مرد - شرفنامه .
سال چهارصد و سى و هشتم :
أحمد بن محمّد بن إبراهيم ثعلبي مفسّر مشهور و تفسيرش بالفعل در ميان است در چهارصد و سى و هشت مرد - خل . امام استاد أبو علي حسن بن محمّد بن إبراهيم بغدادى مالكى صاحب كتاب الروضه در قراءات عشرة با قرائت اعمش كه قراءات احدى عشره باشد در چهارصد و سى و هشت فوت شد - نشر جزرى .
سال چهارصد و سى و نهم :
منقذ بن نصر بن منقذ برادر مقلد بن نصر بن منقذ صاحب شيزر در چهارصد و سى و نه مرد - خل . سرخاب بن محمّد از اكراد مقيد طغرل بيك سلجوقى شد ، و از قيد خلاص شده بحكومت ماهكى رفت ، و در أربعمائة و ثلاثين و تسع إبراهيم ينال يك چشم او را كور كرد - شرفنامه .
سال چهارصد و چهلم :
عماد لدين اللّه عزّ الملك أبو كاليجار مرزبان كه در چهارصد و شانزده پادشاه شد در فارس ميانه او و عمش جلال الدولة كه در بغداد أمير بود محاربات روى نمود پس صلح كردند ، و بعد از جلال الدوله بغداد را بتصرّف گرفت اما كارش استقامتى نداشت و او را تمكين نكردند ، از خوف تركان بشيراز رفت ، إسماعيل شبانكاره بر او خروج كرد و در كار آل بويه خلل آورد ، و عماد لدين اللّه در چهارصد و چهل مرد - لب ، و پسرش أبو نصر بن عماد در بغداد امارت كرد ، در چهارصد و چهل گرفتار طغرل سلجوقى شد و او را بگرفت و بقلعه طبرك فرستاد ، و در آنجا محبوس ماند تا مرد ، و اين را الملك الأصم ميگفتند ، و هفت سال حكومت كرد - لب .
شيخ أبو سعيد فضل اللّه بن أبي الخير مهينى در شب آدينه چهارصد و چهل فوت شد و هشتاد و سه سال و چهار ماه عمرش بود ، و ولادت در سيصد و پنجاه و هفت بود -
هامش
( 1 ) در كامل عناز ضبط شده .