تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
و سى بوده ، و نام كتابش هديه و شرح آن تحصيل و تفصيل - شرح شاطبى و تيسير . أبو منصور محمّد أنصاري پدر خواجه عبد اللّه أنصارى شيخ الإسلام على الاطلاق و محمّد مريد شريف حمزه عقيلي بود ، و خدمت أبو المظفر ترمذي كرده بود - - نفحات ملّا جامى .

سال چهارصد و سى و يكم :

فوت سلطان مسعود سبكتكين در چهارصد و سى و يك - مجموعه . در چهارصد و سى و يك بار ديگر ميان تركان بغداد و سلطان جلال الدولة منازعه شد و جلال الدولة از جانب شرقى بجانب غربى كوچ كرد ، و از اطراف لشكرها طلبيد - روضة الصفا . فوت حكيم ناصر خسرو در چهارصد و سى و يك ، قبر وى در بدخشان است - مجموعه . راقم حروف گويد كه در سال هزار و هشتاد و دو كه فقير در مشهد مقدّس بودم دو كس از كوهستان بدخشان آمدند از جانب شاه رئيس بن شاه بابر كه پادشاه بابريه بود و دو كوهستان دارد بدخشان : يكى اسكندريّه ، و ديگرى بابريّه ، و مردم اين دو كوهستان هر دو شيعه‌اند ، و قصايد بسيار در مدح ائمّه اثنى عشر عليهم السّلام دارند . و وجه فرستادن اين دو شخص اين بود كه شاه رئيس از متولّى مشهد مقدّس طالب علمى خواسته بود براى تعليم طريقه شيعه إماميّه كه برود بولايت بابريه و معلّم و مفتى ايشان باشد ، و اين دو كس ميگفتند كه مزار ناصر خسرو در كوهستان ما است و مدار عليه ورود مردم است بمزار او از اطراف ، و اعتقاد بسيارى به او دارند .

سال چهارصد و سى و دوم :

فراغ از تصنيف تلخيص شافي شيخ طوسى قدّس اللّه روحه در چهارصد و سى و دو چنانچه معلوم راقم شد از اواسط كتاب مذكور ، سلطان مسعود غزنوى بعد از اينكه طغرل سه سال بر تخت نشسته بود در سال چهارصد و سى و دو در مرو در صحراى زندقان با سلجوقيان حرب تافت و شكست خورده بغزنين رفت ، و سلجوقيان بر ملك مستولى شدند و قائم خليفه منشور فرستاد بايشان مصحوب قاضى أبو الحسن باوردى كه از فحول زمان بود ، و ولايت را سلاجقه با خود قسمت نمودند ، خراسان بجقر بيك ، و عراق بطغرل ، و آل بويه را در خراسان برانداختند - لب . مدّت سلطنت مسعود نه سال
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 258 | محمد باقر بهبودى / سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى