يك ساعت و نيم از شب مذكور گذشته أيضا زلزله عظيمى در شهر تبريز رو داد كه از ولايت مذكوره عمارتى باقى نماند بجز نام آن شهر ، و آنچه از مهدومين كه بقلم آمده قريب به دويست هزار بل متجاوز ، و واقعه مذكوره در آخر كتاب نيز قلمى شده است اعاذنا اللّه و جميع المؤمنين بمحمّد و أهل بيته الطاهرين ( در سنهء هزار و يكصد و سى و دو هجرى نيز زلزله عظيمى در تبريز واقع شده كه قريب بهفتاد هزار كس تلف شده بودند )
سال چهارصد و بيست و پنجم :
شيخ أبو الحسن خرقانى مشهور معروف در چهارصد و بيست و پنج مرد - نفحات ملّا جامي ، و خرقان از دهات بسطام است .
سال چهارصد و بيست و ششم :
در چهارصد و بيست و شش خلافت و پادشاهى در بغداد ضعيف شد ، متغلّبه دست بيرون آوردند نه خليفه و نه پادشاه علاج توانست كرد - روضة الصفا . شيخ أبو إسحاق إبراهيم بن شهريار كازرونى در چهارصد و بيست و شش مرد - نفحات . مسعود پسر محمود پسر سبكتكين در سنهء ستّ و عشرين و أربعمائة لشكر بجانب طبرستان و جرجان كشيد و عمّال او را در عراق قوّتى پيدا شده و أبو كاليجار مخالف مسعود قوى حال شد - روضة الصفا . حسين بن حسين بن عمر بن خشنام حيري در چهارصد و بيست و شش مرد - مزارات شيراز .
سال چهارصد و بيست و هفتم :
الظاهر لدين اللّه أبو الحسن عليّ بن حاكم بن عزيز بن معزّ بن قايم بن مهدي بجاى پدر نشست در چهارصد و يازده ، و او پادشاه هفتم است از إسماعيليه ، شانزده سال حكومت كرد ، و در نيمهء شوال چهارصد و بيست و هفت به مرض استسقاء مرد ، و بعد از او مستنصر باللّه حاكم شد ، و در چهارصد و هشتاد و هفت مرد - لب ، روضة الصفا .
شيخ أبو علي سينا « در تكز كرد از جهان بدرود » مجموعه . در چهارصد و بيست و هفت سباشى از جنگ آل سلجوق بتنگ آمده از حوالى نسا بجانب هرات