سال چهارصد نوزدهم :
در چهارصد و نوزده با جلال الدوله شغب كردند و از وزير او علوفات خواستند و رسومات طلب داشتند ، و خانه او را بغارت دادند - روضة الصفا . أبو الفوارس بن بهاء الدولة در چهارصد و نوزده لشكر فراوان جمع آورده متوجّه فارس شد ، و در راه پيك اجل رسيد متوجّه بلاد ديگر شد ، و أبو كاليجار بجاى او نشست - روضة الصفا .
سال چهارصد و بيستم :
محمود غزنوى در أربعمائة و عشرين بر عراق عجم مستولى شد ، والى آنجا مجد الدولة رستم بن فخر الدوله را در خوارزم گرفته خفية بكشت ، و مجد الدوله سى سال حكومت كرد ، و عراق به پسر خود مسعود داد ، و هر كه سركشى كرد كشت ، چهار هزار كس از اعيان اصفهان كشت ، و از مردم قزوين نيز مخالفتى سر زده ايشانرا گوشمال داد ، و محمود از دولاب به رى معاودت نموده در سنهء احدى و عشرين و أربعمائة مرد - لب . أبو القسم عبد الجبّار بن أحمد بن عمر طرسوسى نزيل مصر صاحب كتاب روضه در قرائه در چهارصد و بيست مرد - نشر .
حميدي صاحب جمع بين الصحيحين محمّد بن أبي نصر ولادتش پيش از چهارصد و بيست بود ، و در چهارصد و هشتاد و هشت مرد ، صاحب استيعاب مصاحب او بود - خل .
در چهارصد و بيست در مصر و رمله زلزله اتفاق افتاد ، و مناره و عمارات رمله افتاد و كوهها با زمين هموار شد - روضة الصفا .
سال چهارصد و بيست و يكم :
در چهارصد و بيست و يك قيصر از ممالك خويش سيصد هزار مرد فراهم آورده متوجّه شام گشت ، و در حوالى حلب هوا گرم شده عطش بر ايشان غالب شد ، و اهل حلب شبيخون بر ايشان زده منهزم شدند - روضة الصفا . السلطان يمين الدولة أبو القاسم محمود بن سبكتكين ، مادرش دختر رئيس زابل بود و او را زابلى ميگفتند خوارزم در تصرّف او بود ، و در سيصد و نود و هفت با ايلك خان پادشاه ماوراء النهر جنگ كرده غالب شد و بعد از جنگ ايلك خان و جنگ ديگر در أربعمائة و عشر در روز پنجشنبه سيزدهم