ربيع الأوّل سنهء احدى و عشرين و أربعمائة در جنگ ملك الموت كشته شد ، شصت و يكسال عمر ، و سى و يك سال حكومت ، و بعد از او مسعود پسرش حاكم شد ، و در چهارصد و سى و سه مرد - لب .
در چهارصد و بيست و يك الب ارسلان سلجوقي متولّد شد - لب ، و در چهارصد و شصت و پنج كشته شد - روضة الصفا . أمير نصر بن ناصر الدّين سبكتين صاحب جيش سلطان محمود ، و أمير نصر مدرسه ساخت وقف بر حنفي و آخر مرد - روضة الصفا .
سلطان محمود در وقتى كه بجنگ أبو علي سيمجور ميرفت بخراسان بفرموده نوح ابن منصور اعلام كردند او را بديدن زاهد آهو پوش ، و او مريد و معتقد اين قسم درويشان و گوشه نشينان ميبود ، و حسنك ميكال به اين طبقه اعتقادى نداشت ، و زاهد در وقت ملاقات دست دراز كرده از هوا مشتى زر مسكوك بسلطان داد ، و سلطان آن را بدست حسن ميكال داد و گفت : چرا منكر خوارق عادات اين جماعتى ؟ حسنك جواب داد :
آيا مناسب است كه بحرب كسى روى كه در غيب بنام او سكّه ميزنند - روضة الصفا .
چون يمين الدوله وفات يافت پسرش محمّد بموجب وصيّت پادشاه شد ، و مسعود برادرش حاكم عراق عجم بود ، چون خبر مرگ به او رسيد با سپهدار همدان عازم خراسان شد و ياغى شد بر محمّد ، و اصفهانيان نيز ياغيگرى او را ديدند عمال او را بيرون كردند و او باصفهان آمده باز اصفهان را متصرّف شد ، و عاملى گذاشته خود بخراسان رفت و نامه ببرادر فرستاد و التماس تقديم نام در خطبه نمود و محمّد مغلوب شد و مسعود پادشاه شد ، و حسن ميكال كه باستقبال آمده بود از حلق آويختند ، و بغزنين آمد و محمّد برادر محبوس را ميل كشيد - روضة الصفا .
أبو الشوك بن محمّد بن عيّار ، لقبش حسام الدوله در أربعمائة و بيست و يك حاكم قوما شد و در أربعمائة و ثلاثين و سبع مرد - شرفنامه . در چهارصد و بيست و يك أبو كاليجار مرزبان و جلال الدوله جنگ كرده أبو كاليجار منهزم شد - روضة الصفا .
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: محمد باقر بهبودى
ص٢٥٣