سال چهارصد و بيست و دوم :
القادر باللّه أبو العباس أحمد بن إسحاق بن مقتدر خليفهء بيست و پنجم عبّاسى در چهارصد و بيست و دو مرد در پانزدهم ذيحجّه ، و در عهد او سلطان محمود بر خراسان مستولى شد ، چهل و يك سال و چهار ماه خلافت كرد . لب ، و بعد از او قايم خليفه شد و در چهارصد و شصت و هفت مرد - لب ، و روضة الصفا . در شهور سنهء چهارصد و بيست و دو مسعود بن محمود أبو سهل حمدونى را بضبط ممالك عراق فرستاد ، و منشورى نوشته اصفهان را بعلاء الدولة كاكويه داد تا اين كاكويه ممدّ و معاون أبو سهل باشد - روضة الصفا .
سال چهارصد و بيست و سوم :
سلطان ركن الدين أبو طالب طغرل بك محمّد بن ميكائيل بن سلجوق أوّل سلاجقه در نيسابور در غيبت سلطان مسعود بر تخت نشست ، و در چهارصد و پنجاه و سه مرد - لب فوت شيخ مفيد مجتهد و رئيس و سركردهء علماء و متكلمان شيعه صاحب توقيعات در چهارصد و بيست و سه ، و عمر او هفتاد و هفت سال بود - شرح شيخ محمّد خواتون بر أربعين . أحمد ابن عبدالواحد بن أحمد بزاز أبو عبد اللّه شيخنا المعروف بابن عبدون ، جش عنه صه مات سنة ثلاث و عشرين و أربعمائة - رجال ميرزا محمّد .
سال چهارصد و بيست و چهارم :
در سنهء أربع و عشرين و أربعمائة أهل رى و جبال آغاز مخالفت كردند ، و در اين سال أحمد بن حسن ميمندي وفات يافت ، و بعد از وى أبو نصر بن أحمد بن محمّد بن عبد الصمد كه در خوارزم منصب نقابت و وزارت هارون بن التون تاش داشته طلب داشته بجاى خواجه او را وزير كردند . روضة الصفا .
تبريز را زبيده خواتون زن هارون بنا كرد و بزلزله خراب شد ، و متوكّل عباسى تجديد نمود ، و در صفر چهارصد و بيست و چهار زلزلهء واقع كه زياده از چهل هزار كس تلف شدند در دولت القائم بامر اللّه عباسى - مجالس از حبيب السير نقل نموده .
و در سنهء هزار و يكصد و نود و سه در شب شنبه بيست و نهم شهر ذيحجة الحرام سنهء مذكوره