بوده كه دزد اين طايفه برادر پنجعلى و كسانش بودهاند ، لهذا مراجعت به كازرون كرده بوده است .
ديگر آنكه حسين قليخان سرتيپ سوارهء قورت بيگلو با دوسيت سيصد نفر ابوابجمعى خود رفت كه در راه بوشهر هم حراست راه را نمايد و هم دزدان اگر بتواند به چنگ بياورد .
ديگر آنكه از قرار اخبار چون حسن عليخان خشتى ميشنود كه حسين قليخان حركت به سمت خشت كرده ، بواسطهء اينكه مشير الملك باطنا بىميل است به مشار اليه لهذا به كوهستان خشت ملجاء گرفته است و خلق كنار تخته و خشت را اغلب تحريك كرده كه فرار نمايند بواسطهء رفتن حسين قليخان سرتيپ .
ديگر آنكه از قرار اخبار قافلهء كرمانى را كه پول نقد داشتهاند و مبلغ آن معلوم نيست چه بوده ، در راه كرمان و نيريز زدهاند . از قراريكه عارض شدند ميگويند دزد اين قافله بهارلو بوده و از كسان ميرزا چراغعلى است كه در ارسنجان مسكن دارد با احشام خود . ولى پس از تحقيق چنان معلوم شده كه اسامى دزدانى كه سياهه داده بودند بعضى از آنها در شهر شيراز بودهاند ، لهذا شكايت عارضين را از روى غرض سنجيدهاند ولى به رضا قليخان ضابط ايل عرب جناب مشير الملك نوشتند كه هر نوع دزد اين قافله را و تنخواهى كه بردهاند بدست بياورد .
ديگر آنكه نواب و الا حسام السلطنه روز هفدهم جمادى الثانيه بعزم طهران حركت كرده روانهء زرقان شدند و عمال شهر همه مشايعت تا يك فرسنگى شهر نمودند .
ديگر آنكه به نواب نايب الاياله حكومت بوشهر را تكليف كردند ولى ايشان قبول نكرده به اتفاق نواب و الا حسام السلطنه روانه شدند . ديگر آنكه محمد تقى خان كه يكى از اجزاى نواب و الا حسام السلطنه بود به خيال حكومت داراب يا جاى ديگر در شيراز توقف نمود .
ديگر آنكه قوام الملك خيال استعفاى حكومت داراب را دارد .
ديگر آنكه نصير الملك دويست نفر سرباز به جهت ساخلوى لار و سبعه از حكومت خواست و چنانچه متداول بود جناب مشير الملك از محمد آقاى سرتيپ خواستند كه دويست نفر سرباز بفرستند به لارستان . صريح انكار نمود كه سرباز من به گرمسيرات نخواهد رفت .
ديگر آنكه از قرار اخبار تلگرافى جناب اجل فرمانفرماى فارس از راه سرحد به شيراز مىآيند . ديگر آنكه جناب مشير الملك ميرزا محمد ميرزاى خود را با يدك و اسبسوارى يراق طلا به استقبال جناب اجل فرمانفرما فرستادند كه تا آباده يا بالاتر برسد ، و از قرار اخبار تلگرافى در ده كرد و ملحق شده بودند .
ديگر آنكه از قرار اخبار واقعى الله يار خان پسر سهراب خان بمحض استماع اينكه كسان پنجعلى قافلهء تجار و غيره را سرقت نمودهاند ، جمعيت برداشته عقب آنها مىرود كه اشرار و اموال را بدست بياورد . پنجعلى خبر مىشود و آنچه مىتوانسته برداشته فرار مىكند . وى قدرى از اموال تجار و غيره را بدست مىآورد و ضبط كرده تا حاكم برسد كه به صاحبانش برسانند .
ديگر آنكه روز بيست و ششم شهر جمادى الثانيه جناب جلالت مآب اجل اكرم فرمانفرما دو ساعت از روز گذشته وارد شيراز گرديدند ، جميع عمال و تجار و كسبه استقبال كردند و على الرسم
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٥