ديگر آنكه صولت الدوله حاكم بهبهان دو سه روز است رفته در احشام خود كه از آنجا به بهبهان برود . اهل بهبهان كه شورش كرده او را نمىخواستند از طرف حكومت به آنها جواب داده شد كه " صولت الدوله هنوز مداخله در كار بهبهان نكرده ، از سابق هم كه حاكم بهبهان نبوده ، چطور مىشود كه شما از حالا شاكى هستيد ؟ اگر به بهبهان آمد و به شما ظلم و تعدى نمود آنوقت برحسب تكليف رفتار خواهد شد " . على الحساب اهل بهبهان ساكت شدهاند . از قرار مذكور صولت الدوله كه به احشام خود رفته ضرغام الدوله ايل بيگى قشقايى برادر مشار اليه فرستاده دور احشام او را محاصره كردهاند كه تفرقهء قشقايى را آنچه در احشام مشار اليه است جمع نمايند .
مورخهء چهارشنبه بيست و ششم محرم الحرام 1319 مطابق پانزدهم مى مسيحى سنهء 1901 .
يك نفر آدم يكى از تلگرافچىهاى انگليس از باغ ملك ناهار با يك ظرف شراب براى اربابش به تلگرافخانه ميبرده ، در بين راه آدمهاى فتح الملك كه حالا بيگلربيگى شهر است او را مىبينند ، مشار اليه مأكول و مشروب را به تلگرافخانه رسانيده مراجعت مىكند ، هنگام برگشتن آدمهاى فتح الملك سر راه او را بسته بودند ، مشار اليه را گرفته محض جلب منفعت به او مىگويند تو مست هستى ، يك دانه ساعت و مبلغ پنج تومان وجه نقد از او ميگيرند ، ميخواستند او را پيش فتح الملك ببرند كه دو نفر ديگر آدمهاى اجزاء تلگرافخانهء انگليس ميرسند ، حمايت از مشار اليه ميكنند ، آدمهاى فتح الملك آن دو نفر ديگر را هم گرفته مبلغ سه تومان هم از آنها ميگيرند به اسم اينكه شما هر سه نفر مست هستيد ، آنها را پيش فتح الملك مىبرند ، به فتح الملك مشتبه كرده بودند كه اينها مست هستند ، فتح الملك هم بدون تحقيق كامل آنها را چوب زيادى ميزنند و رها ميكنند . رئيس تلگرافخانه به حكومت اظهار كرده است ، هنوز اقدامى در اين باب به عمل نيامده است .
ديگر آنكه ضرغام الدوله ايل بيگى قشقايى دو روز است رفته است جلو ايل قشقايى براى وصول ماليات آنها .
ديگر آنكه امامزادهاى كه در قير و كازرين پيدا شده بود و اسم او شاهزاده عبد الله است از قرارى كه شهرت دارد و متصل از بيرونها خبر مىرسد خيلى كرامات از ايشان ظاهر شده و مىشود ، به كارهاى حكومتى هم دخل و تصرف مينمايند . مذكور است كه در بيرونها خيلى به ايشان معتقد شدهاند و از ترس ايشان ديگر به هيچ وجه دزدى و شرارتى در آن حوالى نمىكنند و آن صفحات منظم است بقسمى كه سابقا كسى جرأت عبور و مرور نداشت حال اگر يك نفر تنها مبالغى طلاآلات روى دست داشته باشد كسى مزاحم او نمىشود ، چونكه مىگويند هركس شرارتى در آن صفحات حوالى ايشان بكند ايشان مرتكب را تنبيه سخت ميكنند . كارهاى غريبه از ايشان اظهار ميدارند ، هنوز درست اهل شيراز اعتقادى پيدا نكردهاند ، بعضى ميگويند اين حركات از اثرهء سحر است و همان شخص متولى ايشان ساحر است و به اسم امامزاده اين كارها را مىكند .
همين قدر كه اظهارات ايشان حقيقت پيدا كرد و معلوم شد چه حالت دارد راپرت داده مىشود .
مورخهء چهارشنبه سيم شهر صفر المظفر سنهء 1319 مطابق بيست و دويم ماه مى مسيحى 1901 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٣٩