در شيراز نباشند ، چونكه هريك طلاب شيراز اغلب از يكى از بلوكات توابع فارس هستند .
ديگر آنكه از قراريكه از تلگرافخانهء انگليسى ده بيد تلگراف كرده بودند شخصى شاه على نام سابقا شبان بوده و از طايفهء كاكلى باصرى است ، حال آمده در حوالى دهبيد ميگويد من امام شاهزاده عبد الله هستم ، و قريب پنج هزار نفر جمعيت همراه اوست ، چند نفر را در آنجا كه معتقد مشار اليه نشدهاند زده است كه مشرف به موت هستند . همراهان احمق او خيال مىكنند كه او پيغمبر است چونكه كارهاى ساحرانه مىكند ، به آنها گفته است كه ماليات به ديوان ندهيد و نيز گفته سيم تلگراف را خراب ميكنم . از طرف رئيس تلگرافخانهء انگليس به حكومت اظهار شده ، هنوز اقدامى در اين باب نشده .
ديگر آنكه در آباده كه شلوغ شده بود مذكور شد كه حضرات بابى اغتشاش كردهاند ، حضرت و الا شعاع السلطنه به ضرغام الدوله ايل بيگى قشقايى حكم فرمودند برود آنها را بگيرد ، ضرغام الدوله رفته ده پانزده نفر را گرفته فرستاد ، دو روز قبل آنها را با سوار و سرباز و موزيك وارد شهر كردند . حكومت آنها را حكم كرده مهار كرده و بعد حبس نمودهاند . از قرارى كه بعضى مىگويند اينها بىتقصير هستند و از طايفهء باصرى ميباشند ، ضرغام الدوله به عداوت اينها را گرفته فرستاده است ، حال هم حكومت آنها را حبس كردهاند كه تحقيق فرمايند اگر تقصير دارند و بابى هستند به قتل برسانند .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و چهارم صفر المظفر 1319 مطابق دوازدهم ماه جون 1901 .
شخصى به سياخ رفته بوده به جهت ترياك تيغ زدن ، در آنجا با رعاياى سياخ نزاع مىكند ميزنند مشار اليه را مقتول ميكنند ، جنازهء او را به شهر آورده به حضرت و الا شعاع السلطنه عرض مىكنند ، ايشان حكم كرده جنازه را دفن كردند ، مأمور فرستادهاند كه قاتل را گرفته بياورد به قصاص برسانند .
ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه دو سه روز اوقات صرف كرده و خودشان بشخصه با حاجى عظيم السلطنه كه بزرگتر مستوفيان فارس است به افراد سركارىهاى مردم رسيدگى كردند . آنچه اشخاص متمول ميبردهاند مثل پسران جناب امام جمعه و اشراف و اعيان و غيره حكم فرمودهاند موقوف ، به كلى دينارى نمىدهند ، چه جهت دارد اين اشخاص از حكومت سالى مبلغى بدون استحقاق ببرند . آنچه متعلق به ارباب استحقاق از طلبه و سيد و غيره بوده ، حكم فرمودهاند پارسال هر قسم جناب مستشار الملك داده است امساله نصف داده شود .
ديگر آنكه هريك از مستوفيان فارس در دفترخانه رجوع كارى از قبيل براتنويسى و غيره به آنها بوده و مرسوم داشتهاند امساله حكم شده كارهاى آنها با يك نفر ميرزا شفيع خان مستوفى كه از طهران همراه جناب معتمد السلطنه به شيراز آمدهاند باشد ، مستوفيان شورش كرده ، يك دو روز هم رفته در صندوقخانهء حكومت بست نشستند ، ولى هنوز قرار درستى در كار آنها داده نشده .
ديگر آنكه امروز صبح فتح الملك كه بيگلربيگى شهر است فرستاده دكاندار دكانهاى خبازى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٤٢