ميكنند ، فراشان حكومتى را به قدر واقع ميزنند و از شاهچراغ بيرون ميكنند ، فورا دربهاى صحن شاهچراغ را مىبندند ، تفنگچى از اطراف از پيش خبر كرده بودند ، معلوم بود كه تدارك از پيش ديده شده است ، تفنگچى بالاى پشت بامهاى شاهچراغ را ميگيرد ، دكاكين آن حول و حوش را هم مىبندند . كمكم شلوغ مىشود ، حضرت و الا شعاع السلطنه هم سرباز و سوار و توپ خبر مىكند ، ضرغام الدوله ايلبيگى قشقايى كه عداوت با قوام الملك دارد خبر ميدهد كه تفنگچى قشقايى حاضر شود ، او هم با دويست سيصد نفرى ميرود درب منزل حكومتى . تا بعد از ظهر اين غوغا برپا بوده . بعد سرباز و سوار و تفنگچيان قشقايى را مرخص ميكنند . قوام الملك دو سه روز روزها در مسجد نو و شبها در شاهچراغ خودش با بيگلربيگى بسر برده ، تفنگچى زياد و علما و خوانين و تجار و كسبه و غيره هم شب و روز دور قوام الملك جمع بودند ، صريح ميگفتند كه ما شعاع السلطنه را نميخواهيم و محض اين احكام كه حكومت خيال دارد املاك موضوعه را جزو ضابط قرار بدهند و مبلغى هم حق ضابطى اضافه بر ماليات بگيرند و تفاوت خالصهجات را هم ميخواهند ، تخفيفات و مواجب سركارى را خيال دارند ندهند ، مردم تماما از اين بابت مشوش و پريشان هستند ، تلگراف به طهران كردهاند كه " ما معتمد السلطنهء وزير را نمىخواهيم ، بدعتهاى بد ميخواهد بگذارد " . سه روز بلوا برپا بود ، شعاع السلطنه هم تلگراف كرده قوام الملك را مقصر دولتى كرده است . جواب حضرت و الا شعاع السلطنه آمده كه " قوام الملك با پسرانش و عيالش حكما بيايند طهران " . قوام الملك هم ميگفت من هيچ جا نمىروم ، در خانهء خود نشستهام ، منتها ابوابجمعى مرا گرفتهاند . مردم شهر هم جميعتا محض آن احكام كه مذكور شد تماما متفق با قوام الملك بوده و هستند .
ديگر آنكه هشتم شهر حال تلگراف از جانب حضرت اشرف اتابك اعظم به قوام الملك شد به اين مضمون كه " جمعيت را متفرق كنيد و خودتان هم در كمال اطمينان برويد در منزل و فورا حركت به طهران كنيد ولى اگر بستگان شما در شيراز خلاف قاعده رفتار كردند شما مسئول دولتى خواهيد شد و اگر به منزل نرفتيد و جمعيت را متفرق نكرديد چشم محبت از من بپوشيد " .
قوام الملك هم يك ساعت به غروب آفتاب مانده روز هشتم با جميع علما و اعيان و تجار و كسبه و غيره كه در مسجد نو جمع بودند رفتند به منزل ، جمعيت زياد از مسجد نو تا منزل قوام الملك در كوچهها شده بود تا اينكه قوام الملك را به منزل رسانيده شربت و چاى خورده هركسى رفت به منزل خودش . حال قوام الملك در تدارك رفتن است ، روز شانزدهم از شيراز به سمت طهران حركت مىكند .
مورخهء روز چهارشنبه دوازدهم شهر محرم الحرام سنهء 1319 مطابق غرهء مى سنهء 1901 .
قوام الملك روز جمعه چهاردهم صبح على الطلوع خودش و بيگلربيگى از شيراز به سمت طهران حركت كردند ، اهل و عيال را در شيراز گذاردهاند . جمعيت بسيارى قريب سيصد نفر از تفنگچى و نوكران شخصى خودش و غيره همراه بودند ، اغلب همينطور به طهران ميروند .
ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه ابوابجمعى قوام الملك را تقسيم كرده به هركس
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 637
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٣٧