تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
را بيگلربيگى على الحساب حبس كرده است و تلگراف به حضرت اشرف اتابك اعظم و حضرت و الا شعاع السلطنه كرده‌اند . هنوز جواب تلگرافشان نيامده است . ديگر آنكه يكى از طلبه‌هاى مدرسهء منصوريه را حاجى ميرزا سيد على متولى مدرسهء مزبور بيرون كرده بود . مشار اليه رفته بود پيش آقا ميرزا هدايت الله پيشنماز ، ايشان را واسطه كرده بود . چند فقره آقا ميرزا هدايت الله ميفرستد پيش حاجى ميرزا سيد على كه مشار اليه را دوباره ببرد در مدرسه ، حاج مشار اليه قبول نمىكند . ديروز خود آقا ميرزا هدايت الله شخص طلبه را برداشته ، با شيخ الرئيس و بسيارى از طلاب و چند نفر از الواط مثل اكبر دايى محمد و غيره مىبرند در منصوريه در اطاق خودش مينشانند ، ناهار هم در مدرسه ميخورند . كسى با ايشان حرفى نزده بود كه نزاع كنند و الا فساد كلى برپا ميشد . مورخهء چهارشنبه بيست و يكم ماه ذيقعده الحرام 1318 مطابق سيزدهم مارچ 1901 . كارهاى شهر مثل سابق است . بيگلربيگى و انتظام الممالك پسران قوام الملك همه روزه با هم در مجلس استنطاق مينشينند و هركس عرضى گفتگويى داشته باشد به آنجا ميرود . ديگر آنكه سركار و الا مؤيد الدوله هنوز از شيراز نرفته ، همينطور در ارگ حكومتى منزل دارند . ديگر آنكه باران چند روزى بود نمىآمد ، ملاك خيلى واهمه داشتند ، نيامدن باران هم خيلى براى حاصلها ضرر داشت . الحمد الله در اين هفته سه فقره بارانهاى بسيار خوب آمده ، مردم از آن وحشتى كه داشتند آسوده شده‌اند . حاصلها هم رو به ترقى است . محض اينكه باران دير شده بود اجناس را يكمن دو سه شاهى گران كرده بودند . مورخهء روز چهارشنبه بيست و هشتم شهر ذيقعده الحرام 1318 مطابق بيستم مارچ 1901 .

از 29 ذيقعده 1318 مطابق 21 مارچ 1901

سركار و الا مؤيد الدوله روز شنبه دويم شهر ذيحجه به باغ جهان‌نما نقل مكان كردند و روز دوشنبه چهارم از آنجا به طرف طهران حركت كردند . ديگر آنكه از وزارت خارجه اعلانى فرستاده بودند نزد خان بابا خان امير ديوانى كارگزار شيراز كه درب مساجد و بازارها بچسبانند . مضمون اعلان اين بود " هر يك از رعاياى داخله و خارجه كه بخواهد از داخل مملكت ايران به خارجه برود يا از هريك از ممالك محروسهء ايران به مملكت ديگر ايران برود بايد تذكره داشته باشد . مثلا شيراز هركس بخواهد جايى برود بيايد از كارگزارى تذكره بگيرد كه رعيت داخله يا خارجه است . اگر كاسب و فعله و غيره كه ادنى باشد تذكره‌اى دو تومان ، اگر تاجر و نوكر باب و غيره باشد تذكره‌اى سه تومان بايد بدهد " . خان بابا خان اعلان چسبانيده ، اهل شهر از خواندن اعلان خيلى بد به كارگزار گفته‌اند كه مشار اليه ميخواهد اسباب مدخولى براى خود پيدا نمايد و خيلى مشكل است كه اين كار را در شيراز معمول بدارند . ديگر آنكه يك روز بعد از آنكه خان بابا خان اين اعلان را چسبانيده بود حاجى سيد على